محمد بن محمد بن أحمد القرشي ( ابن الاخوة ) ( مترجم : جعفر شعار )
242
آيين شهردارى ( فارسى )
افكند يا آبى كه از بام او آيد راه را گيرد ، بر وى واجب بود كه راه را پاك كند ، امّا آنچه عام بود بر همه بود ، و والى را بود مردمان را برآن حمل كند . ( كيمياى سعادت ، تصحيح احمد آرام ، به نقل نگين ، سال 12 ، ش 149 ص 5 ) . ص 109 ، س 1 شربتسازان - شربتسازان ترجمهء واژهء شرابيّين جمع شرابىّ است . « شراب » به معنى شربت داروئى و دواى جوشيدهء به قوام آمده ، در متون فارسى ديده مىشود ، مانند اين بيت از ديوان كبير : شربت صحّت فرست ، هم ز شرابات خاص * زانك تو جوشيدهاى ، زانك تو افشردهاى و شراب انار و شراب بنفشه به معنى شربت انار و بنفشه در اين بيت : خمار درد سرت از شراب مرگشناس * مده شراب بنفشه بهل شراب انار رجوع شود به ديوان كبير ، تصحيح فروزانفر ، ج 7 ، ص 341 و 342 در فرهنگ محيط المحيط « شراب » به معنى آنچه مىآشامند از شربت قند ( ماء السّكّر ) و شربت ليمو و مانند آن آمده است و فروشنده و سازندهء آن را « شراباتى » مىگويند . ص 110 ، س 11 سيبه ساده - خوارزمى مىگويد : ميبه شربتى است آميخته از ربّ به و مى ، و نامش نيز تركيبى از آن دو است ( مفاتيح العلوم ، ص 176 ) داود انطاكى مىنويسد : شراب انگور آميخته به گونهاى هل و جوزبويا و ميخك است . محمد على امام شوشترى بر آن است كه « ميبه » از « مى » و « آب » و پسوند « ه » ساخته شده است و معنى ميى را دارد كه از آب انگور مىساختهاند و حرف الف در آن اماله گرديده و شكل فارسى واژه « ميابه » بوده است . براى اين اشتقاق مدركى ذكر نشده . رجوع شود به واژههاى فارسى در عربى ، ص 653 - 654 . ص 115 ، س آخر فانيذ - رجوع شود به هرمزدنامه تأليف ابراهيم پورداود ، ص 34 - 35 و حاشيهء برهان قاطع ، به تصحيح دكتر معين ذيل فانيذ ص 132 ، س 14 سمسارى - چنان كه از سخن مؤلف پيداست ، سمسارى به معنى واسطگى فروش كالاست و بهطور مطلق حرام نيست و موارد خاصّى دارد همچون ضرورى بودن كالا يا معاملهء شهرى با صحرانشين ، كه اغلب همراه با فريبكارى است . امّا سمسارى در معنى امروزى كه كهنهفروشى يا امانتفروشى است هيچگونه اشكالى ندارد ، بلكه چارهساز مشكلات زندگى مردم است ، مگر آنكه از حدود اسلام تجاوز كند ، كه در اين صورت مشمول قاعدهء عمومى حرمت مىشود . ص 157 ، س 1 برده و كنيز - برده و كنيز تنها در جنگ مسلمانان با كفّار و اسارت مردان و زنان به دست مسلمين مطرح است كه در شرايط و حالات متعدد به آزاد كردن آنان