محمد بن محمد بن أحمد القرشي ( ابن الاخوة ) ( مترجم : جعفر شعار )

239

آيين شهردارى ( فارسى )

يادداشتهائى بر چاپ دوم ص نوزده ، س 5 حسبت - اصطلاح حسبت در متن‌هاى فارسى نيز در همين معنى يا نزديك به آن به كار رفته است . در قصص قرآن مجيد ( برگرفته از تفسير سورآبادى ) چنين آمده : چون گفت ( ابراهيم ) مر پدر خويش را و گروه او را : چيست اين تنديسها كه شما بر آن و بر پرستيدن آن ايستادگان‌ايد ؟ و آن آن بود كه پدر وى آزر بت كردى و آن را پرستيدى . ابراهيم بر وى حسبت كرد ، گفت : اين چرا مىپرستى ؟ . . . ( ص 256 ) معنى حسبت و شرايط و وظايف محتسب در باب اول از همين كتاب حاضر به تفصيل آمده است ، اما براى تكميل سخن نظر تهانوى را نيز در اينجا مىآورم : احتساب و حسبت در لغت به معنى شمردن و حساب است ، و احتساب به معنى انكار و حسبت به معنى تدبير نيز آمده ، و در شرع اسلام امر به معروف است هنگامى كه ترك معروف آشكار شود ، و نهى از منكر است هنگامى كه عمل به منكر ظاهر گردد . آنگاه حسبت در شريعت عامّ است و هر چيز مشروعى را كه براى خدا انجام مىشود مانند اذان ، امامت ، اداى شهادت و امور بسيار ديگر را دربرمىگيرد ، و از اين روست كه گفته‌اند : قضاء بابى از بابهاى حسبت است . اما حسبت در عرف به امورى اختصاص دارد يكى از آنها بيرون ريختن شرابها ، دوم شكستن سازهاى زهى ( همچون عود و طنبور ) ، سوم اصلاح جادّه‌ها ( ترجمه از كشّاف اصطلاحات الفنون ) و نيز رجوع شود به لغت‌نامهء دهخدا ذيل حسبت ( وظايف محتسب ) و تاريخ تمدن اسلامى ، تأليف جرجى زيدان ، ج 1 ، ص 189 - 191 و دستور الكاتب ، فصل 16 از صنف اول از مرتبهء سوم و فهرست موضوعى آن ، ج 1 ، چاپ روسيّه ، و تاريخ بخارا ، ص 31 و مجلهء بررسيهاى تاريخى سال سوم ، ش 5 ، و سازمان ادارى حكومت صفوى ترجمهء مسعود رجب‌نيا و اصطلاحات ديوانى ، تأليف حسن انورى ، ص 226 و 229