محمد بن محمد بن أحمد القرشي ( ابن الاخوة ) ( مترجم : جعفر شعار )
235
آيين شهردارى ( فارسى )
هنگام گذشتن از بازار طنينانداز شود و اشخاص نابينا و ناآگاه و بچهها دور شوند و مكاريان و سپرسازان « 1 » و باربران هيزم و خاك و گل نيز چنين كنند ، و محتسب ايشان را بدين كار موظف بدارد . بر محتسب است كه بر گازرانى كه پارچههاى مردم را مىشويند مراقبت كند تا جامهها را در آبى كه در آن قليا و آهك و نطرون ( بورهء سفيد ) - كه آن را « مقه » خوانند - ريخته و جوشانده باشند نشويند ، زيرا اين كار به جامه زيان مىزند و آن را مىپوساند و سبب توليد شپش مىشود . و نيز جامه را روى چوب يا با چوب نفشارند ، و مرتكبان را تأديب كند . منع از آغاليدن قوچها بر يكديگر و جنگانيدن خروسها و به آواز درآوردن بلدرچين و مانند آنها بسيارى از مردمان مىدانند كه آغاليدن قوچ و خروس و مانند آنها بر يكديگر نارواست . اين جانداران از جملهء جانداران ستيزهجو هستند . گوشتشان حلال است اما كشتن آنها حلال نيست مانند قوچ سروزن و خروس جنگى و بلدرچين آوازخوان « 2 » و جز آن . و بيشتر مردم چنين حيواناتى را نگاه مىدارند و آنها را بر دشمنى و ستيزه پرورش مىكنند و چه بسا اين كار سبب ايجاد فتنه و نزاع و تشويش و پارگى جامهها مىشود و اراذل را بر مىانگيزد ، تا آنجا كه دستهها تشكيل مىدهند و سرانجام به كارهاى زشت و نارواى ديگر كه حرام است دست مىيازند . ازاينرو بر تو ، اى محتسب ، لازم است كه در اينباره حكم كنى و
--> ( 1 ) - متن : التراسين ، ظاهرا مراد سپرسازان و حملكنندگان آنها بر ستور هستند . ( 2 ) - متن : السمان الصباح . و سمان يا سمانى بلدرچين يا كرك است و آن پرندهاى معروف است و به سبب آواز خاصى كه دارد و صوت بدبده از آن شنيده مىشود بدبده نيز مىنامند . ر ك : فرهنگ فارسى دكتر معين ، ذيل كرك .