محمد بن محمد بن أحمد القرشي ( ابن الاخوة ) ( مترجم : جعفر شعار )
233
آيين شهردارى ( فارسى )
سبزتر زود آتش نمىگيرد . در تهيهء جارو نيز بايد همهء آن را از ليف ( پوستهء خرما و مانند آن ) بسازند نه آنكه خاكهء ليف در آن بياكنند و آن را بدوزند و خريدار چنين پندارد كه همهاش ليف است و به هنگام جارو كردن از هم بپاشد و محتويات آن بيرون ريزد ، و بدينسان به مشترى ضرر رسد ! محتسب بايد بر صمغسازان ( قيرفروشان ؟ ) « 1 » نيز مردى ثقه بگمارد و آنان را به خداى بزرگ سوگند دهد كه در زفت خاك اره و ريگ و رب زيتون ( ؟ ) نياميزند . زفت خشك را با نان سوخته نيز مىآميزند . محتسب بايد در اين امر مراقبت كند . سقايان به آب كوزه و مشك و دلو كسانى كه آب كوزه مىفروشند بايد خمهاى خود را تميز كنند و آنها را بپوشانند و چون اندكى چرك در آن گرد آيد بشويند . كوزهها را نيز بشويند و هر روز با ريزهء سفال شكسته و اشنان بمالند و دود بخور بدهند ، چه دهانهاى مردم آنها را متغير و بدبو مىكند . و نيز به آب شيرين رودخانه آبهاى شور نياميزند كه تقلب است . كوزه بايد متوسط باشد و دهانهء آن نيز نه تنگ باشد نه گشاده ، و بايد كوزهها را بياويزد تا هوا بدانها برخورد و خنك كند ، و هركسى را از كوزهاى كه فراخور حال اوست آب دهد و اگر رئيسى يا بزرگى نزد او بيايد كوزهء تازهاى كه كسى از آن آب نياشاميده باشد به دو دهد . شايسته است كه پوششهايى از برگ خرما براى پوشاندن خمها برگيرد ، و نگذارد كه كسى از خم آب بياشامد يا دستش را در آن فرو برد ،
--> ( 1 ) - متن : زفات است صيغهء مبالغهء زفت ، و زفت صمغ دارويى كه از گياهان به دست مىآيد و ضماد مىكنند و نيز به قير معدنى كه در تداوى جهت ماليدن روى پوست به كار مىرود اطلاق مىشود . ر ك : فرهنگ فارسى معين .