محمد بن محمد بن أحمد القرشي ( ابن الاخوة ) ( مترجم : جعفر شعار )

195

آيين شهردارى ( فارسى )

بىضعف ، زيرا اگر جبار باشد خصم از بيان دليل خود مىترسد و اگر ناتوان باشد خصم زبان‌درازى مىكند . حاكم با كتاب خدا ، و در صورتى كه حكم در قرآن نباشد با سنت رسول خدا ( ص ) داورى كند ، و هرگاه كسى شروط داورى را بكمال داشته باشد و جز او در آنجا شخصى صالح نباشد قضا بر او واجب عينى است . قاضى را شروطى است كه سبب صحت داورى است و آنها بلوغ ، عقل ، آزادى ، مرد بودن ، اسلام ، عدالت ، شنوايى ، بينايى و دانش است . از اين‌رو داورى بچه اگرچه به درجهء اجتهاد و علم رسيده باشد و نيز داورى ديوانه درست نيست و همچنين زن و خنثى نيز نمىتوانند عهده‌دار قضا باشند ، اما ابو حنيفه روا مىداند ، و نيز كافر نمىتواند قاضى مسلمانان باشد . داورى فاسق ( غير عادل ) نيز صحيح نيست ، زيرا پيروى از قول حاكم و فرمانبردارى از او واجب است اما قول فاسق را نمىتوان پذيرفت چنان كه خداوند فرمود : « اى مؤمنان ، اگر فاسقى خبرى آورد تحقيق كنيد » « 1 » شخص نابينا و كر و لال و شخص عامى نمىتوانند قاضى باشند . داورى عامى را بعضى از اصحاب ابو حنيفه روا دانسته‌اند به شرط آنكه به اهل دانش رجوع كند و طبق گفتهء آنان حكم دهد . شخص بيسواد كه نوشتن نمىداند ، به گفتهء برخى مىتواند قاضى باشد . دربارهء اجتهاد نيز شرط است كه مجتهد به كتاب و سنت و اجماع و قياس جلى دانا باشد و از قرآن آيات دال بر احكام را كه پانصد آيه است فراگيرد و از سنت نيز احاديث دال بر احكام را بداند ، و از كتابهايى از قبيل سنن ابى داود و سنن بيهقى و جز آنها آگاه باشد و امور اجماعى را نيز بداند تا به خلاف آنها حكم ندهد و از قياس كه اصل چهارم از اصول احكام است آگاه باشد .

--> ( 1 ) - قال اللّه تعالى : « يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنْ جاءَكُمْ فاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَيَّنُوا » و قرىء فتثبتوا ( قرآن سورهء 49 « حجرات » آيهء 6 ) . .