محمد بن محمد بن أحمد القرشي ( ابن الاخوة ) ( مترجم : جعفر شعار )

182

آيين شهردارى ( فارسى )

رتبهء شريفى است كه جز به واعظان صلاحيت‌دار روا نيست . و در اهميت منبر بسنده است كه رسول خدا و خلفا و امامان بر آن مىنشستند و در دورهء اول اسلام تنها دو كس بر منبر مىرفتند : خطيب نماز جمعه يا نماز عيد و مردى بزرگوار كه به قصد پند دادن مردم و يادآورى رستاخيز و بيم دادن از كارهاى ناروا و تشويق به نيكوكارى بر منبر مىرفت و اين امر سودمند مىافتاد . در روزگار ما واعظ جز براى انجام دادن مراسم مردگان يا عقد زناشويى مورد نياز نيست ، البته اجتماعاتى بيهوده هم تشكيل مىشود كه مردم نه براى شنيدن پند و سود بردن در آنجا گرد مىآيند بلكه اين مجامع نوعى تفريح و سرگرمى است و كارهايى ناروا از قبيل فراهم آمدن زنان و ديدن يكديگر در آنجا صورت مىگيرد ! اينها همه بدعت و گمراه‌كننده است و بايد به سختى از اين امور ممانعت شود . از شروط واعظ اين است كه كوشش و گفتار او براى خدا و در راه خدا باشد و سخن‌پرداز و كوشا باشد ، خداوند فرمود : « اى محمد ، ياد آورى كن ، زيرا يادآورى مؤمنان را سودمند افتد » « 1 » و نيز فرمود : « خداوند شما را پند مىدهد تا هرگز به چنين كارى بازنگرديد » « 2 » . فقيهان و متكلمان و اديبان و نحويان ، سخن‌رانان و واعظان را قصه پرداز خوانند . دانشمندى گفته است : مجالس وعظ بهترين مجامع و جامه‌هاى آنها گران‌بهاترين جامه‌هاست . در آنها دلها نرم مىشود و از گناهان توبه مىكنند . واعظ بايد عالم به كتاب و سنت و درست زبان و خوش‌بيان باشد و سخنانش با اشارت و رموز باشد . مالك بن دينار گفته است : « واعظ كسى

--> ( 1 ) - قال تعالى : « وَ ذَكِّرْ فَإِنَّ الذِّكْرى تَنْفَعُ الْمُؤْمِنِينَ » . ( قرآن سورهء 51 « ذاريات » آيهء 55 ) . ( 2 ) - و قال تعالى : « يَعِظُكُمُ اللَّهُ أَنْ تَعُودُوا لِمِثْلِهِ أَبَداً » . ( قرآن سورهء 24 « نور » آيهء 17 ) .