سيد حسن خواجه نقيب الاشراف بخاري ( نثارى )

44

مذكر احباب ( فارسى )

و اين معمّا را به اسم مشفقى بسيار نيكو گفته : « « 5 » » رباعى امروز كه جانم به لب از مشتاقى است * در مجلسِ اغيار مه من ساقى است دل خواست به كينه سوى او بشتابد * گفتم مشتاب نقد كين تا باقى است چون از كلمهء " مشتاب " تا به " نقدكين " كه هشتاد است مبدّل گردد و لفظ " ما بقى " تبديل يابد ، مقصود به حصول پيوندد . [ 8 ] ذكر جميل دوست محمد سلطان بن نوروز احمد خان بن سيونج خواجه خان بن ابو الخير خان رحمهم الله تعالى پادشاه‌زادهء نيكو خصايل است و طبع لطيفش به شجاعت و سخاوت مايل ، و به صحبت علما و فضلا ميل تمام دارد و مجلس عاليش را از اين طايفه خالى نمىگذارد و پيوسته شعرا و ندما را جليس مجلس عالى مىسازد و به جهت انشراح قلب گاهى به شعر مىپردازد و اين بيت از اشعار آبدار اوست : نافهء آن خال مشكين آهوى چين چون بديد * از خجالت پوست پوشيد و ره صحرا گرفت « « 1 » » [ 9 ] ذكر جميل عوض غازى سلطان بن سلطان غازى سلطان « « 1 » » از سلاطين خوارزم است ، پيوسته طبع لطيفش ميل صحبت فضلا دارد و صحبت شريفش را از ايشان خالى نمىگذارد و اشعار خوب و گفتار مرغوبش محبوب القلوب است و جواهر سخنش نزد صرّافان عالم معانى قيمت تمام دارد و اين مطلع از اوست :

--> ( 5 ) . K نيكو واقع شده [ 8 ] : ( 1 ) . P عنوان و ترجمهء شمارهء 8 را ندارد ؛ K فقط عنوان را دارد بدون ترجمهء آن [ 9 ] : ( 1 ) . K , P عنوان و ترجمهء شمارهء 9 را ندارند