سيد حسن خواجه نقيب الاشراف بخاري ( نثارى )

9

مذكر احباب ( فارسى )

طريق دلاورى و آيين قلعه‌دارى را مشاهده كرده به حكم « ذلِكَ رَجْعٌ بَعِيدٌ » « « 91 » » از دور مراجعت نمودند . و محاربهء فرب 10 نيز بس عجب بود كه به اندك لشكرى جيوش عظيم الشأن سلاطين را منهزم ساخته محبوسان بخارا را از قفس اندوه و زارى نجات داد . و بعد ازان ، فتح دار السلطنهء سمرقند روى نمود و آن نيز محلّ تعجّب بود كه در يك روز دو فتح عظيم واقع شد و تاريخش « فتحهاى مكّرر « « 92 » » 11 » گرديد . بيت هر فتح كان ز عالم غيبش نمود روى * چون ديدمش مقدّمهء فتح ديگر است بعد ازان به اندك زمانى فتح بلدهء فاخرهء بخارا - حميت عن البلاياء - به اسهل وجوه دست داد . نظم بىدردِسر نيزه و آمدْ شدِ پيكان * آن فتح كه مفتاح امان بود درآمد « « 93 » » امّيد از كرم مفتّح الأبواب آن است كه اين فتوح مفتاح فتحهاى تازه گشته ، دولت بىاندازه‌اش ميسّر گردد و حشمت ابد پيوند « « 94 » » ش از وصمت نقصان مصون و محفوظ باشد . لمؤلّفه نهد تا كمال جهان رو به نقصان * كه كارى جز اين چرخ گردان ندارد ز هر نقص « « 95 » » بادش كمالى ميسّر * كمالى كه آن « « 96 » » هيچ نقصان ندارد در بيان كيفيّت ترتيب « « 97 » » كتاب از فصول و ابواب بر ضمير مهر ضوء « « 98 » » قمر پرتو سخنوران محقّق و نكته‌پروران مدقّق مخفى نماند كه اساس بناى اين مسطور بر مقاله‌اى و چهار باب و خاتمه‌اى مرتّب گردانيده شده ؛ ملتمس از لطف عامهء « « 99 » » مصنّفان زمان و كافّهء « « 100 » » مؤلّفان دوران آن است كه به نظر التفات اثر ، آن را منظور داشته ، عيوب و قصورش را به استار لطف مستور نموده ، كسوت اصلاح بپوشانند « « 101 » » . نظم لمؤلّفه هرچند كه اين نسخه به وجه حسن است * بس نيست همين عيب كه تأليفِ من است ؟

--> ( 91 ) . ق ( 50 ) 3 ( 92 ) . P فتحهاى مكر ( 93 ) . P برآمد ( 94 ) . P ابدى پيوندش ( 95 ) . P نقش ( 96 ) . P كزو ( 97 ) . P در بيان ترتيب ( 98 ) . P مهر صعود ( 99 ) . P لطف عميم ( 100 ) . P « كافه » ندارد ( 101 ) . P پوشانيد