سيد حسن خواجه نقيب الاشراف بخاري ( نثارى )
1
مذكر احباب ( فارسى )
[ ديباچه مولف ] بسم الله الرحمن الرحيم « * » و به نستعين حمد نامعدود معبودى را كه مجموعهء وجود انسانى - كه نسخهء جامعهء تذكرهء جزو و كلّ است - به فهرست « وَ فِي الْأَرْضِ آياتٌ لِلْمُوقِنِينَ « * » وَ فِي أَنْفُسِكُمْ أَ فَلا تُبْصِرُونَ « « 1 » » » مبوّب و مفصّل ساخته و از رشتهء جود خود شيرازه بسته ، مجلّد به جلد وجود گردانيده . رباعى لمؤلّفه استادِ ازل سفينهء دل چو نمود * شيرازهء آن نمود از رشتهء جود از دفترِ جزو و كل رقم كرد بر او * گرداند وُرا مجلَّد از جلدِ وجود و صلوات فصاحتآميز و تحيّات بلاغتانگيز به حكم كريمهء « إِنَّ اللَّهَ وَ مَلائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَ سَلِّمُوا تَسْلِيماً » « « 2 » » بر سيّد كاينات و سند مكنونات كه افضل رسل و اكمل هاديان سبل است و معراج فصاحت [ و ] بلاغتش به خطبهء بليغهء « وَ ما عَلَّمْناهُ الشِّعْرَ وَ ما يَنْبَغِي لَهُ » « « 3 » » عروج شعرا را [ در پستى ] « « 4 » » و پايهء قدر فصحا را در شكست دارد . لمؤلّفه رباعى شاهى چو بر تختِ فصاحت بنشست * بگرفت جهان تيغِ بلاغت در دست هم داد عروجِ شعرا را پستى * هم پايهء قدرِ فصحا را شكست و بر آل و اصحاب عظام كرامش كه هريك ناظم مناظم شرع مبين ، و قافيهسنج دين متين ، و رديف سيّد المرسليناند . رباعى در علم چو صحب و آل گشته مهره * بر نخل نبوتاند همچون ثمره كس را نرسد برابرى با ايشان * كايشان همه هستند كرامٌ بَرَره
--> ( * ) . ديباچه براساس نسخهء B فراهم آمده است . ديباچهء نسخهء P كه دگرگون شده و توسط كاتب تلخيص گرديده ، در پايان همين ديباچه در بخش اختلاف نسخهها آمده است . ( 1 ) . ذاريات ( 51 ) 21 - 20 ( 2 ) . احزاب ( 33 ) 56 ( 3 ) . يس ( 36 ) 69 ( 4 ) . B پاكشدگى دارد ، با توجه به رباعى مؤلف ، كه پس ازين مىآيد ، افزوده شد .