سيد حسن خواجه نقيب الاشراف بخاري ( نثارى )
مقدمهء مصحح 44
مذكر احباب ( فارسى )
صفحهء 148 ) درغ فيروز / درع فيروزه صفحهء 148 ) جوش لعل لاله / جوشن لعل لاله صفحهء 151 ) سرى نيست ما را . . . / سر مى . . . صفحهء 151 ) باد ، و صد زارى / با دو صد زارى صفحهء 152 ) يرغمان « « 1 » » / بر غمان ( غمها ) صفحهء 152 ) نگيرد صورتم كاندر فراقت / نگر در صورتم . . . صفحهء 153 ) سرور او نم / سرو روانم صفحهء 160 ) بالسيتى ( قافيه يك بيت است ) / بايستى صفحهء 160 ) خبوق / خيوق ( خيوه ) صفحهء 160 ) گفته است اصلم از شهر خبوق و حالا / گفته است : اصلم ز شهر خيوق و حالا درين ديار درين ديار دروازهء اتاست مقام معينم / دروازهء اتاست مقام معيّنم صفحهء 165 ) مىباش / مىپاش صفحهء 175 ) نكوى / نگويى صفحهء 177 ) براى هركس علحده طبع مىكرده / براى هركس علىحده طبخ مىكرده صفحهء 183 ) مولانا بنائى را خركار بىكار گفته / مولانا بنائى او را . . . صفحهء 187 ) بايمن اطفال / به ايمن الفال صفحهء 190 ) صحبت تمكين گجراتيان / صحبت نمكين گجراتيان صفحهء 192 ) سحرگه صحن چمن پرگل و شقايق بود / سحر كه . . . صفحهء 196 ) مرقدش در كاشان واقع است كه از توابع فرغانه است / . . . كاسان « « 2 » » . . . صفحهء 202 ) شد فلك آينه و مه عكس اوست اى پرى / . . . عكس رويت اى پرى روى نهان كن كه از اغيار خوشترى / روى پنهان كن كه از اغيار پنهان خوشترى صفحهء 206 ) آب تير / آب تيز
--> ( 1 ) . بر غمان را بدخوانده و سپس آن را به " يراغ " چسبانده و به معنى " اسب " گرفته است . ( 2 ) . كاسان بر وزن كاشان از شهرهاى ماوراء النهر است كه در عربى به صورت قاسان ضبط شده است با سين سوم . اما بسيارى از مصحّحان عرب و عجم آن را قاشان و كاشان ، از شهرهاى مركزى ايران امروز تصوّر كردهاند و با شين سوم نوشتهاند .