سيد حسن خواجه نقيب الاشراف بخاري ( نثارى )
مقدمهء مصحح 32
مذكر احباب ( فارسى )
مصون مىماند « « 1 » » . با اين همه ، بايد دانست كه فرهنگ سخنوران با همهء كاستى و كمبودش يك مأخذ مسلّم در زمينهء تاريخ ادب منظوم فارسى است و مىبايست يكى از متولّيان زبان و ادب فارسى ، تحرير و تدوين سوم آن را با توجّه به تذكرههاى چاپ ناشده و ناشناخته ، نيز ، پى گيرد و در تصحيح و تهذيب و تكميل و تسنيد آن اهتمام نمايد . 3 . به لحاظ تاريخ تصوّف خراسان بزرگ سخن بر سر اهميّت مذكّر احباب بود و به همين مناسبت ، اندكى راه را دور كرديم . بارى ، تذكرهء مورد بحث به اعتبار شناخت تاريخ تصوّف خراسان و ماوراء النهر نيز يكى از منابع سودمند سدهء دهم محسوب تواند بود ، تا جايى كه تاريخ نقشبنديّه را در خراسان و فرارود نمىتوان نوشت مگر با بررسى اشارات نثارى . نقشبنديه در قرن 9 ه . ق . در خراسان و ماوراء النهر به حيث قدرت مطلقهء عرفانى شناخته شدند و حضورشان در سطح وسيعى در جامعهء عصر حسّ مىشد . آنان از يك سو با پشتوانهء مذهب حنفى ، و از سوى ديگر با پشتوانهء تفكّر و انديشهء ابن عربى توانستند بيشتر طريقههاى شافعى ، شيعى و شيعهگراى عرفانى را از خراسان و ماوراء النهر برانند . هم با قدرت يافتن خواجه عبيد اللّه احرار نظريهء سياسى - عرفانى نقشبنديه ، مبتنى بر همكارى و همسويى با قدرتهاى سياسى ، توانستند از توش و توان ديوانى و ادارى برخوردار شوند « « 2 » » . نقشبنديان اين پشتوانهها را در سدهء 10 ه . ق . نيز در دست داشتند و سلاطين و اميران ماوراء النهر و حتّى شبه قارهء هندوستان را با خود همداستان كردند . ازبكان شيبانى نيز از سرسپردگان نقشبنديه بودند . نقشبنديان نيز آنان را مىستودند و مديحگسترانشان بشمار مىرفتند . خواجه ابو نصر ثانى - نوه خواجه محمد پارسا - عبيد اللّه خان ازبك را مىستود « « 3 » » و عبيد اللّه ازبك هم مىكوشيد تا مفاهيم تصوّف نقشبندى را به نظم بيان كند « « 4 » » .
--> ( 1 ) . گفتنى است كه چاپ نخست تاريخ تذكرههاى فارسى ، در ميانهء سالهاى 1347 - 1350 ش - منتشر شده ، و مرحوم خيامپور ، بدون ترديد ، تا سال 1355 مشغول تدوين دوم فرهنگ سخنوران بوده است . ( 2 ) . براى اطلاع بيشتر ، ر . ش : مايل هروى ، جامى ، تهران ، 1377 ، فصلهاى يكم و پنجم . ( 3 ) . ر . ش : مذكر احباب ، 191 - 192 ( 4 ) . ر . ش : همان ، 18