سيد حسن خواجه نقيب الاشراف بخاري ( نثارى )

مقدمهء مصحح 19

مذكر احباب ( فارسى )

هشت در هشت و چهار در چهار « « 1 » » خواجه عبد اللّه بخارى را تتبّع كرده ، جواب نوشته كه فضلاى عهد تحسين كرده ، پسنديده‌اند . اكثر كتب متداوله را گذرانيده . در تاريخ ماهر وقت خود بود و در جزئيات قرينه نداشت . در جميع اوصاف شعر سخنورى كرده . بعد از امير عليشير ، تذكرة الشعراء ، وى نوشته . اكثر اوقات با مولانا مشفقى مشاعره مىكرد و با وى التفات بسيار داشت . در شهور سنهء خمس و الف ( 1005 ه . ق ) از عالم رحلت كرده قبرش در مزار حضرت خواجهء بزرگ « « 2 » » است قدّس سرّه « « 3 » » . گزارش مذكور از احوال نثارى بسيار دقيق و سنجيده است و ظاهرا بقائى اندجانى ترجمهء مذكور را برمبناى مذكّر احباب استخراج و استنباط كرده است ، زيرا نثارى اوّلا خاتمهء تذكره‌اش را به صورت تذكرهء خانوادگى فراهم آورده و در آن از عموها ، اجداد ، بستگان و پيوستگان خويش ياد كرده است « « 4 » » كه به لحاظ شناخت وى بسيار مفيد و ارزشمند مىنمايد . و ثانيا در لابلاى تراجم احوال سخنوران در مذكّر احباب ، به مناسبتهائى از تحصيلات ، پسندها و علايق ادبى خويش سخن داشته است . او در نزد حافظ سلطانعلى اوبهى ( د 909 ه . ق ) و صفى الدين مصطفى رومى ( د 966 ه . ق . ) حديث آموخته و از همين صفى الدين رومى اجازهء روايت حديث گرفته است . در سفرى كه به شهر كش داشته ، مدّتى مانده و نزد معصوم خواجه عشقى قرائت قرآن فرا گرفته و از مولانا شيدا نجوم و هيئت را آموخته و بر استخراج تقويم مسلّط شده است . از بيت زير : مهدى كه در علوم رياضى سرآمدَست * نيك است در نجوم ولى هيئتش بد است « « 5 » »

--> ( 1 ) . ظاهرا از گونه‌هاى صنعت تضليع است و آن شعرى است كه كلمات آن را هم به طول و هم به عرض مىتوان خواند - واعظ كاشفى ، بدايع الافكار ، 157 . آقاى عبد الحى حبيبى قندهارى صنعت مذكور را به صورت « شمس و هشت در هشت . . . » خوانده است ر . ش : نسخه‌هاى خطى ( نشريهء كتابخانهء مركزى دانشگاه تهران ) ، 2 / 34 ( 2 ) . مقصود از " خواجه بزرگ " يا " خواجه بزرگوار " ، خواجه بهاء الدين نقشبند است هرچند گاهى در متون نقشبنديهء سده‌هاى 11 - 12 ه . ق . از خواجه عبيد اللّه احرار هم به صورت " خواجه بزرگوار " ياد شده است . ( 3 ) . بقائى اندجانى ، مجمع الفضلاء ، خطّى ، به نقل از عبد الحى حبيبى قندهارى ، " مذكر احباب نثارى بخارى " ، نسخه‌هاى خطّى ، ( نشريهء كتابخانهء مركزى دانشگاه تهران ) ، زير نظر محمد تقى دانش‌پژوه و ايرج افشار ، 2 / 34 - 35 . ( 4 ) . ر . ش : مذكّر احباب ، 301 - 312 . ( 5 ) . همان ، 180 ، 195 ، 220 ، 207 ، 222