سيد حسن خواجه نقيب الاشراف بخاري ( نثارى )

55

مذكر احباب ( فارسى )

شاه مىنگريست و آيهء كريمهء « إِنَّ فِي ذلِكَ لَعِبْرَةً لِأُولِي الْأَبْصارِ » « « 109 » » را مىخواند ، و ديد كه از جانبين محاسنش سفيدى درآمده و بر سرش عصابه از ديبا بسته « « 110 » » و به مرواريد و ياقوت مرصّع كرده . « « 111 » » امير المؤمنين در او مىنگريست « « 112 » » و در خاتمش نگينى « « 113 » » نشانيده بودند كه خانه از او روشن بود ؛ لوحى زرّين ديد كه در آن نوشته « « 114 » » كه يكى از پادشاهان عرب « « 115 » » به زيارت ما آيد « « 116 » » و بر ما جامهء مطيّب نفيس پوشاند و صفت و نسبتش را بر نهجى بيان كرده كه بر مأمون صادق بود . و أيضا نوشته بود كه : اگرچه « « 117 » » در كالبد ما جان نباشد . ما او را مهمانى كنيم « « 118 » » ، پايمزد اوست « « 119 » » ، برگيرد و عذر بپذيرد « « 120 » » و يكى از كسان او خيانتى بكند . مأمون تواضع نمود و آن نوشته برگرفت و آن گنج‌نامه‌اى بود « « 121 » » و چون برگشت ، خادم اذن « « 122 » » زيارت خواست ، چون بدر مىآمد « « 123 » » انگشترين « « 124 » » را بگرفت مأمون گفت « « 125 » » : ناقض كه باشد كه خيانت بكند ؟ گفتند : خادم . چون تفحصّ كردند ، انگشترين « « 126 » » ظاهر شد ، مأمون بازگشت و انگشترين « « 127 » » در دست « « 128 » » شاه كرد و آيهء كريمهء « وَ مَا الْحَياةُ الدُّنْيا إِلَّا مَتاعُ الْغُرُورِ » * « « 129 » » را برخواند و آن خادم را سياست فرمود ، [ و برگشت از آنجا « « 130 » » ] . [ 12 ] ذكر جميل محمّد كامران پادشاه بن بابر پادشاه « « 1 » » نظم محمّد است وُرا نام چون رسول الله * چه نيكنام شهى « « 2 » » لا إله إلّا اللّه در تقويت حبل المتين شرع مبين و تمشيت احكام سيّد المرسلين - عليه افضل الصّلاة و السّلام من العليم العلّام - اهتمام تمام داشته و مهمّات مظلومان را خود مىپرسيده « « 3 » » ، به ديوان نمىگذاشته « « 4 » » .

--> ( 109 ) . آل عمران 3 / 13 ( 110 ) . P بسته + بودند ( 111 ) . P به مرواريد مرصع كرده بودند ( 112 ) . P امير درونگريست ( 113 ) . K در مكنونى ( 114 ) . P در لوح زرين نوشته‌اند ( 115 ) . P عرب + بعد از چندين سال ( 116 ) . P مىآيد ( 117 ) . P و گفته كه هرچند ( 118 ) . P نباشد او را مهمان بكنيم ( 119 ) . P او ( 120 ) . K و عذرى نپذيرد ( 121 ) . P مأمون خدمت كرد لوح را بگرفت گنج‌نامهء عظيم يافت . ( 122 ) . P خادم از آن ( 123 ) . K مىبرآمد ( 124 ) . P انگشترى ( 125 ) . P , K گفت + كه اين ( 126 ، 127 ) . K , P انگشترى ( 128 ) . P انگشت ( 129 ) . آل عمران : 3 / 185 ، حديد : 57 / 20 ( 130 ) . B , H « و برگشت . . . آنجا » ندارد [ 12 ] : ( 1 ) . P ذكر جميل محمد كامران پادشاه غازى ( 2 ) . P بود ( 3 ) . P , K مظلوم را به خود مىپرسيد ( 4 ) . P نمىداشت