شرف الدين محمد بن مسعود مسعودى بخارى
8
مجمع الاحكام ( فارسى )
داريم - يعنى زردشت - منجم بوده است « 1 » . ايران يكى از دو - سه منطقه جهان است كه اوضاع اقليمى آن براى مطالعهء نجوم مناسبتر از بسيارى نقاط ديگر جهان است . آسمانى صاف ، كوهها و دشتهاى بلند و سرزمينى وسيع با تنوع آب و هوا دارد « 2 » . اين طبيعى است كه چنين سرزمينى و در مجاورت درياها ، يكى از مادرهاى دانش ستارهشناسى باشد ، زيرا سفر در دريا و صحراهاى وسيع محتاج ستارهشناسى است تا انسان بتواند از روى ستارهها راه را بيابد « 3 » . از اين جهت هيچ لازم نيست كه تعداد زيادى كتاب از ايران پيش از اسلام بهجا مانده باشد تا قدمت اين دانش را در اعصار قديم گواه شود . بديهى است تحول از يك زبان و خط به زبان و خطى ديگر و درآمدن از قالب دينهاى زردشتى ، مانوى و . . . به قالب اسلام ، چندان جائى براى نوشتههاى كهن ايرانى نگذاشته است ، اما اين آشكار است كه نجوم اسلامى مخصوصا در آغاز كار ، و حتى پس از آن تا قرن سوم هجرى دنبالهء كارهاى ايرانيان و سنت علمى ايرانى در دورهء پيش از اسلام است . در ميان آثارى كه از دورهء ساسانى مانده اطلاعات اندكى در مورد نجوم ، تقويم و احكام نجوم داريم . در برخى از منابع تاريخى ، مثل كارنامهء اردشير بابكان - به طالعها اشاره شده است . همچنين در آثارى كه از زبان پهلوى ترجمه شده است ، چون ويس و رامين و شاهنامه ، نشانههايى از
--> ( 1 ) . منابع ايرانى اين مطلب بسيار است ، مثل الآثار الباقية ابو ريحان ، مروج الذهب مسعودى و تاريخ طبرى ، نيز همهء آثار مهم تاريخى دورهء اسلامى . براى نوشتههاى يونانى نگاه كنيد به : Jacoby , F . Die Fragmente der griechischem Historiker . I - III Berlin 1923 - Leiden . 1958 ( 2 ) . براساس سخنرانى دوست منجم دكتر گاينن در كنگره منجمان . ايران ، شيراز 1355 - پيش از او ذ . بهروز همين مطالب را عنوان كرده بود . ( 3 ) . بهروز . ذ . تقويم و تاريخ در ايران . تهران 1331 ، مقدمه و نيز مقدمهء او بر كتاب غفارى ، اصلان . قصهء سكندر و دارا ، تهران 1342 ، صفحات 7 - 1 .