شرف الدين محمد بن مسعود مسعودى بخارى
58
مجمع الاحكام ( فارسى )
زنان و اگر زن بود هم به مردان مايل بود و هم به زنان ، و به قضيهء « 1 » شهوت به طريق سخن بود ، آرايش و بوى خوش و پاكيزگى و جامهء نيكو و پيرايه زرين دوست دارد . دليل اشراف مردمان و توانگران و زنان « 2 » پادشاهان است ، و دليل مردان و زنان زناكننده و اولاد زنا ، و دليل كارهاى پاكيزه ، و دوستى باز آرد . تجارتكردن در بازار و بر كشيدن و به كيل و گز پيمودن و صورتگرى كردن و رنگ « 3 » به كار بردن و زرگرى و دزدى و عطارى كردن و عطر آميختن ، و در و مرواريد و پيرايهء زرين و سيمين و جامههاى سبز و سفيد فروختن ، و تاج اكليل ساختن و بازى كردن و شطرنج و نرد باختن و قمار كردن است . عطارد در گرمى و سردى و ترى و خشكى به هم نزديك است و خشكى را اندكى افزون است ، و در ذات خويش سعد « 4 » است و مذكر و نهارى و هوائى و تولد بادها ، اما با هر كوكب كه بياميزد طبع آن كوكب گيرد ، اگر با نحس آميزد نحس و اگر با مؤنث و ليلى آميزد [ ليلى ] و مؤنث و ليلى شود . و اگر با هيچ كوكب اتصال و امتزاج ندارد طبع آن برج گيرد كه در وى است و طبع خداوند آن برج . دلالت دارد به روز چهارشنبه و اقليم ششم و مكه و مدينه و زمين عراق و ديلم و گيلان و طبرستان ، و ريگستانها و بازارها و ديوانها و مساجد و خانههاى ( ى ) « 5 » صورتگران و گازران و مواضعى كه به بوستانها و چشمههاى آب و جويهاى خرد « 6 » نزديك بود ، و بر هر طبعى و لونى كه آميخته باشد از دو طعم و از دو لون ، و همچنين بر هر كيفيتى كه از دو
--> ( 1 ) . م . بقضيه ، ح . و د . نقضيه . ( 2 ) . متون . زيان . ( 3 ) . واژه رنگ در د . در حاشيه افزوده شد . ( 4 ) . در م . بين خويش و سعد واژههاى افزونست اضافه و خط خورده است . متون : مسعد . ( 5 ) . م . ى ندارد . ( 6 ) . م . خورد .