شرف الدين محمد بن مسعود مسعودى بخارى
54
مجمع الاحكام ( فارسى )
بيماريهاى حاده « 1 » و دموى و دنبل و طاعون و جذام و برص و بهق و انواع جراحتها ، و بر سرهنگان و لشكركشان و كارزاركنندگان ، بر لشكريان و بتپرستيدن و خمر خوردن و خامه را سرخ كردن و بر اصحاب سياست ، و سلاح فروختن و ساختن و از آهن چيزى ساختن و ستوربانى كردن و شبانى كردن و گوسفند كشتن و پوست باز كردن و بيطارى و جراحى و حجامى « 2 » و ختنه كردن كودكان و سگبانى كردن و با سگان بازى كردن و فروختن سگ و « 3 » يوز و خوك و گرگ . و دليل است بر مس و آبگينه و ديگ و كاسه و طبق و صندوق ، و فقاع ، و دزدى كردن و مكابره بردن و راه زدن و نقب بريدن و محارم را به حلال داشتن و نباشى گورها كردن و مرده كشيدن و جمله كارهاى خسيس كردن ، و دليل زندان و كشتن و عذاب و عقوبت كردن است . آفتاب گرم و خشك است ، گرمى او از خشكى بيشتر است . سعد است در ذات خويش ، اما چون ماه در مقابله و مقارنه « 4 » و تربيع او بود نحس گردد و ماه را نيز نحس گرداند ، و بعضى گفتهاند كه نحس است از نزديك و سعد است از دور ، و مذكر است و نهارى . دلالت دارد به روز يكشنبه و اقليم چهارم و بر اهل حجاز و بيت المقدس و كوه لبنان و اهل ارمينه و الان و ديلم و خراسان تا به ختن « 5 » و كوههائى « 6 » كه معادن باشد و بر طعمهاى [ ى ] « 7 » و بويهاى تيز « 8 » ، و بر روشنائى و سرخى و زردى ، و بعضى گفتهاند كه رنگ او هر ساعت بگردد و به رنگ آن كوكب شود كه خداوند آن ساعت باشد ، و دلالت دارد بر شريفتر و مشهورتر و گرامىتر و عزيزتر چيزها ، و از اشكال و كيفيات بر استدارات و ميعان و تخلخل « 9 » و بر خالى بودن مواضع و اوانى و غير آن از چيزها دلالت
--> ( 1 ) . حاره ؟ به قياس دموى . ( 2 ) . متون . خراجى و حجاجى . ( 3 ) . م . و ح . بوز . ( 4 ) . در د . بالاى سطر نوشته شده . ( 5 ) . م . تا بچين ، د . و ح . محين . ( 6 ) . د . و ح . كوههاى . ( 7 ) . م . ى ندارد . ( 8 ) . م و ح . تير . ( 9 ) . م . و ح . تحلحل د . نحلخل .