شرف الدين محمد بن مسعود مسعودى بخارى
34
مجمع الاحكام ( فارسى )
دارد و گاوخانه « 1 » و مواضعى كه انبار غله كنند و بر كوهپايهها و مواضعى كه به نزديك كوه بود و بر باغها و بوستانها ، درختان « 2 » و گياهزارها و نباتها كه آن را تخم نباشد و درختانى كه نو نشانده باشند و نو برآمده باشد ، و بر انواع شكافها و انوار و ازهار و حوضها و مرغزارها و جويهاى آب باريك « 3 » و خرد و هر زمينى كه در وى آب اندك بود و بركتها و صلاح و فسادى كه اندرون پديد آيد ، و بر كنجد و بر تخم كتان و تخم معصفر و بر ميوهها خاصه آنچه از آن شيرينى و غذا « 4 » دهند ( ه ) بود ( و ) بر گاو و گوساله و آهو و پيل و جمله حيوانات اهلى و بر جامههاى صوف و مويجامهها و پشمينهها و بر طوق و گردنبند زنان . و بر سواد عراق و هامان بصره و كوفه و همدان و كردان و شهرها و ديها كه در كوهپايهها بود و اسكندريه و قسطنطنيه و عمان و رى و فرغانه و هرات و سيستان . جوزا برج هوائى است ، گرم و تر و مذكر و نهارى و ذوجسدين « 5 » . دلالت دارد بر قلب مغرب و باد دبور « 6 » و بر هر دو دست آدمى « 7 » و بر هر دو سفت و بر خول و بر زردى كه به سرخى زند و بر طعمهاى شيرين . ساكن است به طبع و تمام آواز و گندمگون و خوبروى و خوبشكل و جوانمرد و كريم خلق و خردمند و عاقل و باادب و فرهنگ و پاكيزه و قائل « 8 » به لهو و بازى . و بوى خوش دوست دارد ، علوم الهى و هندسه و هيئت و نجوم و جمله علوم حكمت « 9 » را فهم نيكو و خط نيكو دارد . [ و ] « 10 » ميانه بالا و خوب قامت و نيكو منظر و خوبگردن است ، موى روى باندام دارد . تيزچشم « 11 » و دوربينده است . بر و سينهء فراخ دارد . ساق پاى او از ساعد دستش درازتر
--> ( 1 ) . د . و م . كارخانه . ( 2 ) . م . و درختان . ( 3 ) . متون . جويها آب باريده . ( 4 ) . متون . غزا . ( 5 ) . متون . جدين . ( 6 ) . ح . و د . آبار دبور . ( 7 ) . متون . آوى . ( 8 ) . م . قابل . و درستتر به نظر مىآيد . ( 9 ) . م . حكمت را . ( 10 ) . فقط در د . ( 11 ) . ح . و د . تر چشم ، م . و تر چشم .