شرف الدين محمد بن مسعود مسعودى بخارى
143
مجمع الاحكام ( فارسى )
اگر در عقرب بود [ و ] « 1 » بادها آرميده بود . اگر شمالى بود هوا خشك بود ، و اگر در غايت دورى آفتاب بود خبرهاى ناخوش و بد افتد و حرب و « 2 » قتال بود . اگر راجع بود احوال لشكر شوريده بود ، و اگر از شعاع بيرون آمده بود مردمان را درد ميان و مثانه « 3 » بود و فتنه و حرب افتد در ناحيت شمال . اگر در قوس بود دليل صلاح حال ملوك بود و افتادن فتنه ميان اهل مغرب . باران اندك بود و برف بسيار . غذا اندك فراز آيد و شراب بسيار بود . اگر در غايت حد خويش بود از آفتاب ملوك را و سپاهداران معروف را خطر هلاك بود . اگر راجع بود بلا افتد در ناحيت كوهستان ، و اگر تحت الشعاع بود تندرستى مردمان بود و زنان اشراف و مهتران . اگر از شعاع ظاهر گشته بود « 4 » حرب و فتنه افتد و درد اندامها و درد چشم . و اگر در جدى بود قتال و فتنه افتد در ناحيت مشرق يا بيمارى و مرگ كودكان ، و هوا را به خشكى ميل بود و و با پديد آيد « 5 » بادها بسيار جهد و غله بسيار بود ( و ) عسل اندك . و اگر در دلو بود ملخ بسيار پديد آيد . مزاج هوا معتدل بود . اگر راجع بود بيماريها بسيار بود ، و اگر در غايت دورى آفتاب بود ملوك و اشراف را خطر هلاك بود . اگر « 6 » تحت الشعاع بود مردمان سفر اندك كنند « 7 » و اگر كنند هيچ منفعت نگيرند ، و اگر از شعاع بيرون آمده بود خوف و هول و بيمارى و يرقان بسيار بود . و اگر در حوت بود حشرات بسيار پديد آيد و بادها ( ى ) فراوان جهد و هوا سرد بود و آبها و حيوانات آبى بسيار ، و مرگ افتد در ميان مردمان ، و
--> ( 1 ) . البته احتمال افتادگى پيش از و بيشتر است تا زائد بودن آن . ( 2 ) . م . حرب بود و . . . م . و ندارد ؟ ( 3 ) . م . و د . شانه . ( 4 ) . در ح . بخش تندرستى مردمان متعلق به سطر پيش را در اينجا اضافه نوشته و با علامت نشان داده است كه زائد است . در متن يك واو خط زده است . در م . همين بخش بدون نشانه زائد بودن آمده است . ( 5 ) . م . و اضافه دارد . ( 6 ) . م . و اگر در . . . ( 7 ) . م . كند .