شرف الدين محمد بن مسعود مسعودى بخارى

128

مجمع الاحكام ( فارسى )

را باد بواسير بسيار پديد آيد و موت بعضى از اشراف و مهتران بود ، و سلفه و نزله بسيار افتد . حال غله‌ها نيكو بود و بادها بسيار جهد . و اگر در سنبله بود بيمارى و درد سر بسيار بود و زنان حامله را حال تباه بود . فصل خريف « 1 » گرم بود و ربيع معتدل . باران و برف و سرما در زمستان بسيار بود « 2 » و هوا معتدل و اگر مشرق بود باران اندك‌تر بود . اگر مغرب بود پادشاه را بيمارى افتد و فسادى به حال رعيت راه يابد و اگر راجع بود باران اندك بود و هوا معتدل ، و اگر از شعاع آن وقت ظاهر گشته بود زمستان نيك سرد بود و باران و يخچه « 3 » بسيار بود و آبها مدد گيرد و سيل‌ها آيد و گياه نيكو رويد . حال رز « 4 » نيكو بود اما ميوه‌ها بر درخت تباه شود . و اگر در ميزان « 5 » بود مردمان را نخوت و تكبر پديد آيد و كاروان بسيار ميرند و شايد كه در تابستان بارانها آيد كه كشتها را تباه كند يا رعدوبرق . در اول زمستان برف بسيار بود . اگر شمالى بود نسيم خوش و بادها ( ى ) سودمند جهد و اگر جنوبى بود « 6 » بيمارى و و با افتد ، و اگر مشرق بود درد چشم و زكام و نزله بود و اگر مغرب بود پادشاهان را خطر بيمارى بود و هوا سرد و خشك باشد و باران اندك و اگر راجع بود پادشاه زنى خواهد ملكه ، و اگر از تحت شعاع « 7 » آن وقت ظاهر گشته بود مردمان را بيماريها افتد در سر ، و در اول زمستان بارانها بسيار بود و بادها جهد و گياه بسيار باشد در وقت گرما و آبها اندك . و اگر در عقرب بود مردمان را تندرستى غالب بود و بارانها ( ى ) زيانكار بسيار و سرما سخت و حال رز « 8 » و درخت و كشت نيكو بود ، و اگر شمالى

--> ( 1 ) . متون . خزيف در همه جا . ( 2 ) . م . بسيار آيد . ( 3 ) . در متون بىنقطه است . م . يك نقطه در زير دارد . ( 4 ) . متون . زر . ( 5 ) . م . زمين بجاى ميزان . ( 6 ) . م . جهد بجاى بود . ( 7 ) . م . تحت الشعاع . ( 8 ) . متون . زر .