شرف الدين محمد بن مسعود مسعودى بخارى
111
مجمع الاحكام ( فارسى )
صورت و جمال و سخاوت و لطف برايشان غالب گردد و « 1 » در كارها متلون باشند و بسيار حالها متبدل شود ، نعاش بسيار كنند و شهرها و ديهها بنا كنند « 2 » و بيمارى بسيار افتد ، خاصه درد سر و فتنه و تشويش بسيار بود و چهارپايان بسيار ميرند و باد و باران « 3 » بسيار بود ، به لباسهاى سبز رغبت كنند . ولايت روم را آفتها رسد و حال اهل سپاهان « 4 » تباه بود و غلههاى بسيار تباه شود خاصه در ناحيت جنوب و بيشتر اقليمها كشت بسيار كنند ، گندم و جو و خرما بسيار باشد ، تاك انگور را آفت رسد و زرد و تباه شود . وجه اول برج دليل ترى هوا بود ، وجه دوم دليل نيكويى آن « 5 » وجه سوم دليل اختلاط و تغيير « 6 » آن ، و در كتب ديگر ديدهام كه اين طالع دليل بود بر نيكوئى مزاج هوا و لطافت نسيم آن و جستن بادهاى صبا ، احوال مردمان شايسته و نيكو بود ، كشتها خوب بود ، شر و فساد و فتنه اندك بود ، نصيحت « 7 » و شفقت و امن و سلامت غالب بود ، احوال كسب معاش با نظام بود ، بازارها را فراخى بود ، نرخها به حال صلاح بود ، « 8 » مهتران و اشراف و علما و فقها قوىحال باشند ، اختلاف مذاهب و هواها افتد و بدعتها ظاهر گردد و بيماريهاى دموى « 9 » افتد كودكان را و تبهاى نوبت . سرطان احمد عبد الجليل ميگويد : اين سال پادشاه عراق حركت كمتر كند و طايفهاى « 10 » خروج كنند و قصد بيشتر شهرها ( ى ) مملكت « 11 » او كنند و بدان سبب غم و انديشه بسيار خورد ، و در شهرهائى كه به اين برج منسوب است نكاح بسيار كنند « 12 » و توالد و تناسل بسيار افتد ، و سفرها بسيار كنند و
--> ( 1 ) . م . و روزها كارها . ( 2 ) . م . كند . ( 3 ) . م . ياران . ( 4 ) . م . سياهان . ( 5 ) . م . و اضافه دارد . ( 6 ) . م و د . تغير . ( 7 ) . ح و د . نصحت . ( 8 ) . م . و اضافه دارد . ( 9 ) . م . و موى . ( 10 ) . م . و د . طايفه . ( 11 ) . م . مملكت در حاشيه آمده . ( 12 ) . م . كند .