شرف الدين محمد بن مسعود مسعودى بخارى
103
مجمع الاحكام ( فارسى )
حال هر يكى از طبقات مردمان در طالع « 1 » سال از كواكب او گيرند ، چنان كه حال وزرا و قضات و اهل صلاح « 2 » و ديانت از مشترى گيرند ، و حال دهاقين و مشايخ و خاندانهاى قديم از زحل ، و حال تركان و سرهنگان و اهل سلاح از مريخ و حال دبيران و اهل قلم و حساب از عطارد و هم بر اين قياس « 3 » ، و همچنين حال هر اقليمى از كواكب كه دليل آن اقليم اگر قوى حال بود حال آن اقليم هم نيكو بود و چون بدحال بود آن اقليم به حسب آن بود و هر كارى كه ابتداى آن معلوم نباشد طالع سال را كه آن كار در « 4 » وى ظاهر شده است طالع آن كار نهند ، چون ابتداى دولتها و ملتها ، و اگر پادشاهى را طالع ولادت معلوم نباشد احوال او از طالع سال « 5 » به ملكنشينى او بگيرند و از طالع درآمدن او به ملك از بهر ملك و پادشاهى را و اين دلائل را تسييرات « 6 » است چنان كه پس از اين ياد كرده آيد . گوشيار ميگويد طالع سالى را كه در وى دولتى ظاهر « 7 » شده باشد تسيير « 8 » كنيم و هر سالى « 9 » درجه مطلعى چون انتهاى تسيير به كوكبى رسد از كواكب ثابته كه بر طبيعت نحس بود و قاطع باشد ملكى از ملوك آن دولت و بزرگى از بزرگان آن طايفه هلاك شود و از اين دلايل هر كدام « 10 » در اصل يعنى در طالع سال آن دولت و قوىتر بوده باشد فعل او در اين وقت ظاهرتر بود و چون برج طالع سال دولت را تسيير كنيم هر سال يك برج « 11 » و در وقت تحويل سال در برج انتهاى كوكبى افتد ضعف آن كوكب است « 12 » بزرگى از بزرگان از اهل آن دولت هلاك شود ، چنان كه اگر مشترى بود
--> ( 1 ) . ح . پس از طالع ، واژه تحويل را نوشته و خط زده م و د . خط نزدهاند . ( 2 ) . متون . سلاح . ( 3 ) . د . هميرين قياس . ( 4 ) . م . آن كارد در . ( 5 ) . م . حال بجاى سال . ( 6 ) . ح و د . تسيرات ، م . تسيراتست . ( 7 ) . م . ظاهره . ( 8 ) . ح . و د . تسير و همه جا به همين شكل پس از اين . ( 9 ) . د . سال . ( 10 ) . متون : بر ، تصحيح قياسى است . ( 11 ) . م . و ندارد . ( 12 ) . در متون پس از كلمه بزرگى از بزرگان و در ح و د . ضعف آن كوكب است ، در م . ضعفانكوكبست . تصحيح و جابهجا كردن به قياس صورت گرفته است .