شرف الدين محمد بن مسعود مسعودى بخارى
10
مجمع الاحكام ( فارسى )
در سرزمينهاى مستعد ، انسان از كهنترين روزگاران به آسمان توجه كرده و كوشيده است تا رازهاى آن را دريابد و بتواند حوادثى را كه بر خود و اطرافيانش مىگذرد از روى آنها پيشبينى كند . كهنهترين آثار نوشتهاى كه از انسان بهجا مانده و در آنها از اجرام آسمانى سخن رفته است ، نشان مىدهد كه انسان دستكم در هزاره دوم پيش از ميلاد آسمان را شناخته بود ، برجها و صور فلكى را مىشناخت و رابطه ثوابت و سيارات را در مىيافت . در روى زمين هم به موفقيتهاى مهمى از جمله شناخت سالهاى قمرى و خورشيدى دست يافته بود . در اين نوشتهها به ستايشنامههائى بر مىخوريم كه در آنها با وضع مبهمى ايزدانى ستايش شدهاند كه نامهايشان با نامهاى اجرام آسمانى يكى است : هرمزد ، ناهيد ، ونند ( vega ) خورشيد ، ماه ، تشتر تير ، مهر ، سدويس ( سهيل ) و بهرام . در اين ستايشنامهها ( يشتها ) گاهى دقيقا معلوم نيست كه اين جرم آسمانى است كه ستوده مىشود يا ايزدى همنام او ، او خود ايزد است يا نمايندهء ايزدى است . از ميان اينها بهرام يشت صريحتر به ستارهء مريخ مربوط مىشود ، اما در اين ستايشنامه هم بهرام پيكرى زيبا دارد ، ايزدى است زورمند و بالاخره از صفات خدايان بهرور است « 1 » . در همينجا به و بال مريخ اشاره نمىشود ، بنابراين ، سراينده در مورد مريخ همان اعتقادى را داشته است كه گوشيار ، ابو معشر ، ابو حامد غزنوى و مسعودى مروزى داشتهاند . چنين نمونههايى نشان مىدهد كه بنياد احكام نجوم اساطيرى است ، ذيلا مىكوشيم تا نمونههاى ديگرى از اين مورد ارائه دهيم كه برخى از
--> ( 1 ) . بهرام يشت بخشى از قسمتهاى يشتهاى اوستا است كه سير بهرام ( مريخ ) را در دوازده برج فلكى نشان مىدهد . در همين بخش سرطان برج و بال بهرام است - چنانكه در تنجيم اسلامى هم هست - و به همين دليل ورود بهرام به اين برج در بهرام يشت مسكوت مانده است . براى اطلاع بيشتر نگاه كنيد به : كوياجى ، ج . ك . آيينها و افسانههاى ايران و چين باستان . ترجمهء جليل دوستخواه ، تهران : امير كبير ، 1362 ، ص . 61 به بعد .