سديد الدين محمد عوفى
415
متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )
و روى به در نهادم كه « 1 » ناگاه اين « 2 » مردك چون ديوى « 3 » دررسيد و آن ميوهها از من بستد و من از در آن « 4 » باغ برون آمدم و گران شده بودم و طاقت دويدن نداشتم . مردك « 5 » چون « 6 » به لب حوض رفت و نان و دوغ « 7 » نديد آتش بر سرش دررفت « 8 » و با دو سه كودكان « 9 » بر « 10 » عقب من بيامدند « 11 » چوبى بزرگ در دست گرفته « 12 » و مرا چندان بزدند كه بيهوش شدم و طاقتم طاق شد « 13 » . پس مرا بگذاشتند و برفتند ، و من « 14 » پاىكشان و افتانوخيزان تا « 15 » به در آن « 16 » ديه برفتم ، و مسجدى بود و بر در آن مسجد « 17 » بيفتادم « 18 » . پيرى قصاب بيامد و چون « 19 » مرا بدان هيأت بديد بر من رحم كرد و « 20 » مرا به خانه « 21 » برد و طعام داد « 22 » و در حق من لطف « 23 » كرد ، و مدت يك ماه « 24 » مرا شبانى خود فرمود « 25 » پس « 26 »
--> ( 1 ) - مپ 2 - و روى بدر نهادم كه ( 2 ) - مپ 2 و بنياد - اين ( 3 ) - مج : ديو ( 4 ) - مپ 2 - در آن ( 5 ) - مپ 2 - و گران شد . . . نداشتم مردك ، مج - مردك ( 6 ) - بنياد + دررسيد ( 7 ) - مپ 2 + را ( 8 ) - مج : برفت ، بنياد : در درونش دويد ( 9 ) - مج : كودك ( 10 ) - مج و بنياد : در ( 11 ) - مپ 2 : بيامد ( 12 ) - مپ 2 - بزرگ در دست گرفته + و سنگى ( 13 ) - مپ 2 - و طاقتم طاق شد ( 14 ) - بنياد + بعد از زمانى به هوش آمده ( 15 ) - مپ 2 - و افتانوخيزان تا ( 16 ) - مپ 2 و بنياد - آن ، مج : بدان ( 17 ) - مپ 2 : در آنجا ( 18 ) - مج : بايستادم ( 19 ) - مج - چون ( 20 ) - مپ 2 - بر من رحم كرد و ( 21 ) - متن و مپ 2 + خود ( 22 ) - مج + پيش آورد ( 23 ) - مج : لطفها ( 24 ) - مپ 2 - و مدت يك ماه ( 25 ) - بنياد : نگاهبانى كرد ( 26 ) - مپ 2 : و