سديد الدين محمد عوفى

409

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )

گفت : من أردان الملوك يعنى « 1 » تو رديفى ملوك را نشايى . من گفتم : من معاوية بن ابى سفيانم « 2 » . گفت : شنيدم كه رسول « 3 » عليه السلام « 4 » ترا بوى نسبت مىكرد . گفتم : اگر مرا بر شتر نمىنشانى « 5 » نعلين خود مرا ده تا بپوشم « 6 » . گفت : قدماك لا تليقانهما « 7 » پايهاى تو آن را برنتابد « 8 » ، اينك « 9 » در سايهء شتر من برو « 10 » كه « 11 » اين شرف ترا بس باشد كه در سايهء شتر من « 12 » روى . معاويه مىگويد من هرگز خود را از آن « 13 » ذليل‌تر نديدم و چون مهمان حضرت رسالت بود آن جام « 14 » تجرع نمودم ، و چون « 15 » ايام خلافت به من رسيد « 16 » هرگز آن را « 17 » پديد نكردم « 18 » بلكه او را گرامى داشتم و بر پيش « 19 » تخت « 20 » خود « 21 » نشاندم و شرف مجالست و مكالمت « 22 » ارزانى داشتم و من هرگز تكبر « 23 » زيادت « 24 » از آن « 25 » نديدم .

--> ( 1 ) - متن : گفت ( 2 ) - مج : ابى سفيان + كه ( 3 ) - مج : مصطفى ( 4 ) - بنياد : ص ( 5 ) - مج + بارى ( 6 ) - مج : تا از گرمى ايمن باشم ، بنياد + كه كف پايم نسوزد ( 7 ) - متن و مپ 2 و بنياد : لا يلقهما ، مج : لا يقلبهما تصحيح قياسى است ( 8 ) - مج : برنتابى ( 9 ) - مپ 2 : و تو ( 10 ) - مج : مىروى ( 11 ) - مج : و ( 12 ) - بنياد + را ( 13 ) - مج + روز ( 14 ) - متن : جان ( 15 ) - مج : و در ( 16 ) - مج - من رسيد ( 17 ) - متن و مپ 2 - به روى ، بنياد : آن معامله را به روى + او ( 18 ) - بنياد : نياوردم ( 19 ) - متن و مج و بنياد - پيش ( 20 ) - مج : پشت ( 21 ) - متن و مج و بنياد : خويش ( 22 ) - مج : مواكلت ( 23 ) - مج : به تكبر + تر ، بنياد + از آن ( 24 ) - مج - زيادت ( 25 ) - مج : وى ، بنياد : تر