سديد الدين محمد عوفى
404
متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )
كه تو « 1 » مرا امين خود « 2 » شمردهاى هرگز خيانت نكردهام ، و تا مرا محل اعتماد خود كردهاى « 3 » هرگز دروغ نگفتهام . پس آنچه آزادمرد گفته بود بازگفتم و لكن حديث سيم را « 4 » در توقف داشتم ، روى از من بگردانيد و گفت : آن دشمن خداى اين حديث شنيده است « 5 » و بهجهت فريفتن مسلمانان آن را ياد گرفته است « 6 » پس من به سلامت « 7 » برون آمدم و ازين حكايت روشن شود كه در استخراج اموال طريق رفق و مجاملت سپردن به حصول غرض « 8 » نزديكست . حكايت ( 3 ) و از نظاير و اخوات « 9 » اين حكايت آنست كه « 10 » سلطان رضى تغمّده اللّه « 11 » برحمته « 12 » در دستور الوزرا آورده است كه « 13 » جد ما گفته است « 14 » كه « 15 » مردى خدمتگارى « 16 » طلب مىكرد « 17 » كه در « 18 » استخراج اموال و تعذيب عمال او را كفايتى باشد و در آنوقت كه من در دبيرستان بودم كودكى بود كه او را با وردى خواندندى و عظيم جلد و شرير « 19 » بود « 20 » و پيوسته كودكان را رنجه داشتى و عقوبتهاى طرفه « 21 » كردى او را بطلبيدند و
--> ( 1 ) - مج - تو ( 2 ) - مج - خود ( 3 ) - مپ 2 - و تا مرا محل اعتماد خود كردهاى ، مج : و از آن باز كه بر من اعتماد كردهاى ( 4 ) - مپ 2 - را ( 5 ) - مج - است ( 6 ) - مج - است ( 7 ) - مپ 2 - به سلامت ( 8 ) - مپ 2 : به طريق حزم ( 9 ) - مپ 2 - اخوات ( 10 ) - بنياد - و از نظاير . . . آنست كه ، متن و مپ 2 و بنياد + آوردهاند كه ( 11 ) - مپ 2 - اللّه ( 12 ) - بنياد : رحمه إله ( 13 ) - مج + وقتى ( 14 ) - مج : گفت ( 15 ) - مج - كه ( 16 ) - مپ 2 : خدمتگار را ، مج : جدكار ( 17 ) - مج - طلب مىكرد ( 18 ) - مپ 2 و بنياد - در ( 19 ) - مج : سر تيز ( 20 ) - مج - بود ( 21 ) - مپ 2 - طرفه