سديد الدين محمد عوفى

401

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )

لطيف‌تر به تو « 1 » بخشد و درشت‌خويى جلاد خشمگينى « 2 » است كه نهاد « 3 » استعداد معنى را به زشت‌ترين صورتى « 4 » باطل كند « 5 » بيت « 6 » رفق ملواح دام اعمال است * كه بدان صيد دوستى گيرند « 7 » نقد حرف « 8 » ارچه آن نباشد راست « 9 » * اهل « 10 » قلبش به نقد « 11 » برگيرند « 12 » حكايت « 13 » ( 2 ) آورده‌اند كه حجاج يوسف مر احمد مبشر « 14 » اعرج « 15 » را كه برادرزادهء مسروق بود بفرمود تا « 16 » آزادمرد « 17 » را « 18 » شكنجه كند و مال از وى مطالبه « 19 » كند « 20 » . چون احمد مبشر « 14 » او را « 21 » به وثاق خود آورد آزاد مرد « 22 » او را گفت كه : من ترا شرفى مىبينم و مثل من مال « 23 » به خوارى ندهد با من رفق كن و مال از من به مجاملت طلب . احمد « 24 » گفت : چنين كنم . پس « 25 »

--> ( 1 ) - مج : زمين ( 2 ) - متن و مپ 2 : خشمگين ( 3 ) - مج + با ( 4 ) - متن و مپ 2 - صورتى ، مج : به تيغ تيزى ( 5 ) - مج : گرداند ( 6 ) - بنياد - بيت ( 7 ) - اين بيت در نسخهء بنياد ضبط نشده است ( 8 ) - متن و مپ 2 : حرب ( 9 ) - مج : قلب ( 10 ) - مج : اصلب ( 11 ) - مج : به قلب ( 12 ) - مج : بپذيرند ، اين بيت در نسخهء بنياد نيامده ( 13 ) - اين حكايت در نسخهء بنياد ذكر نشده است ( 14 ) - مج : منتشر ( 15 ) - مج - اعرج ( 16 ) - متن و مپ 2 - بفرمود تا ( 17 ) - مج + هيربد ( 18 ) - متن و مپ 2 + به دو داد تا ( 19 ) - مپ 2 : طلب ( 20 ) - مج : نمايد ( 21 ) - متن و مج : مر آزاد مرد را ( 22 ) - مج + مر ( 23 ) - متن و مپ 2 : كه چون منى ( 24 ) - مج : محمد ( 25 ) - مپ 2 : و