سديد الدين محمد عوفى
395
متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )
گفت « 1 » : فردا بامداد كه صبح صادق طلايع نور در آفاق پراكند « 2 » بايد كه به در سراى امير حرس نكوكار روى و جملگى احوال و اقوال « 3 » او را در « 4 » نظر آرى و يادگيرى و بى « 5 » كم و بيش « 6 » در « 7 » پيش « 8 » من باز رانى « 9 » . آن خدمتگار بامداد پگاه به در سراى امير حرس نيكوكار « 10 » رفت و چندانكه اول تباشير « 11 » صبح بود فراشى بيامد و شمعى در صفه « 12 » بنهاد و مصلى بازكشيد « 13 » و مصحف « 14 » و رحل « 15 » حاضر كرد و امير حرس از حرم « 16 » بيرون آمد « 17 » و بر مصلى « 18 » نشست « 19 » و به قرائت قرآن مشغول شد « 20 » ، و چون وقت نماز آمد « 21 » سنت بگزارد و امام حاضر شد و فرض با « 22 » جماعت اقامت نمود « 23 » و به اذكار و اوراد مشغول شد « 24 » تا آنگاه كه آفتاب برآمد و خدم و عبيد به خدمت آمدند « 25 » . حاجبى در « 26 » پيش او آمد و گفت « 27 » كه جوانى « 28 » آوردهاند كه مگر « 29 » دوش يكى را كشته است و اين
--> ( 1 ) - مج : بر راه كرد + كه ( 2 ) - مپ 2 - كه صبح صادق طلايع نور در آفاق پراكند ( 3 ) - مج : افعال و حركات + و اقوال و حالات ، بنياد + و حالات ( 4 ) - مج : بر ( 5 ) - متن و بنياد : به ( 6 ) - مپ 2 - بىكم و بيش + بيايى ( 7 ) - مپ 2 : و ( 8 ) - مج : بر ( 9 ) - مج : گويى ( 10 ) - متن و مپ 2 و بنياد - نيكوكار ( 11 ) - متن : تأثير ، مپ 2 : اثر ( 12 ) - متن + باز ( 13 ) - مج : بازنهاد ( 14 ) - بنياد : مصحفى ( 15 ) - متن و بنياد : رحلى ( 16 ) - مپ 2 - از حرم ( 17 ) - مپ 2 : بيامد ( 18 ) - مپ 2 - بر مصلى ( 19 ) - مپ 2 : بنشست ( 20 ) - مج : گشت ، بنياد : گرديد ( 21 ) - مج : درآمد ( 22 ) - مج : به ( 23 ) - بنياد : بجاى آورد ( 24 ) - مپ 2 - و چون وقت . . . مشغول شد ( 25 ) - مپ 2 - و خدم و عبيد به خدمت آمدند ( 26 ) - مج - در ( 27 ) - مج - و گفت ( 28 ) - مج و بنياد + را ( 29 ) - مپ 2 : و