سديد الدين محمد عوفى

فهرست حكايت ها 2

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )

9 / مردى از ظلم امير غور به سلطان مسعود تظلم كرد مسعود فرمان رفع ظلم داد و امير فرمان او را نشنيد و عاقبت آن گستاخى را ديد / 371 - 373 10 / سياست خشن حجاج يوسف گناهكاران را و منتظم شدن امور مردمان از وحشت آن سياست / 373 - 375 11 / پرسش امير اسماعيل سامانى از يكى از پيشوايان در باب ظلم و عاقبت كار ظالمان / 375 - 378 12 / حال وليد بن عبد الملك پس از ظلمى كه بر جيب بن عبد اللّه بن زبير روا داشت / 378 - 379 13 / جواب عمر عبد العزيز به مردى كه بطلاق زن سوگند خورده بود كه حجاج در دوزخ است و تكليف خود را نمىدانست / 379 - 380 14 / مجازاتى كه يكى از عمال ظالم سلطان محمود ديد / 380 - 385 15 / زالى كه زندگى در بيابان را با وجود خوردن ماران و آشاميدن آب ناگوار به زيستن در شهرها و تحمل ظلم حاكمان ترجيح مىنهاد / 386 - 388 پايان باب دوازدهم به ثناى نظام الملك جنيدى / 390 باب سيزدهم در مذمت فظاظت و درشت‌خويى و مدح رفق و نرم‌سارى 391 - 423 مقدمه ؛ 394 1 / تفتيش مأمون از رفتار دو امير حرس كه يكى به نكوكارى و ديگرى به بدكردارى شهرت يافته بودند / 394 - 401 2 / حكايتى از حجاج يوسف كه نتوانست با شكنجه مالى از آزاد مرد مطالبه كند / 401 - 404