سديد الدين محمد عوفى
833
متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )
رنج خود و راحت ياران طلب بعضى خورشيدسواران را تركيب فاعلى و به معنى بلندهمتان گرفتهاند و برخى به معنى صبحخيزان كه بر خورشيد و طلوع آن و روز سوارند يعنى سبقت دارند و هيچيك از دو معنى درست نيست و خورشيدسواران تركيب مفعولى است يعنى آنان كه خورشيد بر ايشان سوار است و آفتابزده و آفتابسوختهاند . معنى بيت اين است : خورشيدسواران آفتاب زده را سايه باش و در جستوجوى سايه جهت ايشان باش و خود را ميان آفتاب و ايشان حائل و حجاب كن و از براى راحت ايشان خود را به رنج دار . آفتابهء زر - كوزهء پر از زر 494 آمادهخوار - از عالم پختهخوار 622 آموخته شدن - انس گرفتن 113 آموزاندن / 701 آواز دادن - دعوت كردن ، صلا دادن و صلا زدن 8 آوريدن - آوردن 456 آويختن - مجامعت كردن 520 - آويختن ( در كس - ) - اصرار كردن و چسبيدن به اصرار كس را 257 آه زن - - عاشق آهستگى - تأنى و عقل 593 - 597 آه كردن / 596 آهن بلارك - كنايه از قضيب 651 « الف » اباهاى باتكلف - آشها و خوردنىهاى پرادويه 467 ابتسام - خنديدن و دندان سپيد نمودن 160 ابدالان بفتح اول جمع بدل و بدل و بديل - عوض ، جانشين ، كريم و شريف 118 ابقا كردن - به جان باقى گذاشتن 181 اتمام - كافى بودن و كامل بودن 131 اجمال - نيكويى كردن 420 احتمال - تحمل و بردبارى 566 - 573 در شعر سعدى كاحتمال جفاى بوابان احتياط كردن - درنگ و دقت 611 احداث - نوخاستگان 446 احراز كردن - تصرف كردن و ضبط كردن 102 - 150 احصان - پارسايى 548 احماد - ارزانى داشتن 563 احماد فرمودن - دل نوازى كردن 604 اختفا - پنهان شدن ، استتار ، نهان گرديدن 104 اختيار كردن ( به چيزى ) - ترجيح دادن 700 اخريان بر وزن پرنيان - قماش و كالا و متاع برگزيده ( - آخريان ) 139