سديد الدين محمد عوفى
808
متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )
شعر علمى مرغوب است و فضلى شايسته 166 شعر به كارى نيايد و شاعر را درجاتى نتوان نهاد 166 شمشير اگرچه برّان بود آخر رخنه شود « 1 » 620 كرم غريب وجود يتيم است 661 كشتند و خورديم كاريم و خورند 63 مرد آن كس كه او را عقل نيست 315 مرد بىخانه چون سپرى بود بىدسته 460 مكر كار عاجزان باشد 61 ملك جز به شمشير راست نيايد 373 موى سپيد بر روى زن خوبروى تباه آيد 686 زن جوان . . . وفاى عهد عيار گوهر مردان است 420 هرچند كه در اسراف خير نيست اما در خير اسراف نيست 482 هركه بر خود پادشاه تواند بود او را از بندگى كردن همهء پادشان عار آيد 70 هركه به حرص به جايى نشيند كه خواهد به جاييش كشند كه نخواهد 67 هركه به نام فريفته شود به جان درماند 489 هيچ نعمتى مر آدمى زاد را و راى زن پارسا نيست 664
--> ( 1 ) - نگاه كنيد به فهرست لغت و اصطلاح و تعبير