سديد الدين محمد عوفى

746

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )

بود « 1 » و شوهر او پيش زال آمد و گفت : اى مادر اين چيست كه تو كرده‌اى پيش « 2 » در خانهء خود را پرگل كرده‌اى و راه گذر خلقان « 3 » را بزيان آورده‌اى ، اگر « 4 » اكنون « 5 » قدرى آب بدهى « 6 » تا اين عورت جامهء خود را بشويد لطف كرده باشى . « 7 » زال گفت : اى فرزند ، من همچون او دختران روى پوشيده « 8 » دارم و او مرا فرزند است ، بگو تا به خانه درآيد و چادر او را بشويم . زال بدين نمط او را بفريفت « 9 » . پس شوهر « 10 » ، او را اجازت داد . زن در آن خانه شد و چادر بكشيد و ايزار بگشاد « 11 » . زال چادر مىشست و معشوق از وصال او حظ بر - مىگرفت و شوهر بر در خانه نشسته و خود را به افسوس مىداشت « 12 » . چندانكه هر دو از يكديگر حظى « 13 » تمام « 14 » استيفا كردند ، آن زنك دغاى « 15 » رعنا برون آمد و به خانه « 16 » رفت . آنگاه شوهر را گفت : اى خواجه ، زن را نگاه داشتن « 17 » از خرد دور است « 18 » . يا دست از من بدار يا ترك محافظت من گير ، كه هرچند كه تو بند سخت‌تر كنى مقصود تو بحاصل نيايد . و آنگاه گفت كه : مرا به گرمابه بردى و من به شستن جامه در خانهء آن زال شدم « 19 » ، اگر مردى

--> ( 1 ) - مج : غايت بزرگى بود ، مپ 2 : غايت شفقت باشد ( 2 ) - متن و مپ 2 : كه بيش ( 3 ) - مج : خلق ( 4 ) - مپ 2 - اين چيست كه . . . اگر ( 5 ) - متن - اكنون ، مپ 2 : كرم كن ( 6 ) - متن + اكنون ، مپ 2 : ده ( 7 ) - مپ 2 : لطف باشد ( 8 ) - مپ 2 : ماهروى ( 9 ) - مپ 2 و مج - زال بدين . . . بفريفت ( 10 ) - متن - شوهر ( 11 ) - مپ 2 - و ايزار بگشاد ( 12 ) - مپ 2 - و خود را با فسوس مىداشت ( 13 ) - مج - حظى ( 14 ) - متن - حظى تمام ، مپ 2 - تمام ( 15 ) - متن - دغا ، مپ 2 : دغل ( 16 ) - مج : به گرمابه ( 17 ) - مپ 2 و مج : نتوان داشت ( 18 ) - مپ 2 و مج - از خرد دور است ( 19 ) - مپ 2 : آنگاه اين حكايت گرمابه رفتن و در خانه زال شدن و معشوق با وى بگفت