سديد الدين محمد عوفى
375
متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )
از « 1 » يك در « 2 » مسجد درآى « 3 » او « 4 » از درى ديگر درآيد « 5 » ، مثال دهم تا سر او « 6 » از تن جدا كنند ، و همچنان كرد كه گفته بود و آن ظلم كه او كرد « 7 » و آن سياست كه ازو در وجود آمد در هيچ تاريخ كس « 8 » نشان نداده است و اگرچه آن « 9 » سياست به حد ظلم « 10 » رسيده بود فاما سبب سكون فتنهها و انتظام امور ملك گشت « 11 » . بيت كرا سر كه دارو « 12 » بود بر جگر * شود « 13 » زانگبين درد او بيشتر حكايت « 14 » ( 11 ) آوردهاند كه چون امير اسماعيل سامانى « 15 » كار ملك و دولت را سامانى داد به ولايت نيشابور آمد و « 16 » بساط عدل در آن زمين بسط كرد . روزى يكى از ائمه به خدمت او آمد و « 17 » از هر نوع مفاوضه در « 18 » پيوست « 19 » . در اثناى آن « 20 » محاوره امير اسماعيل از وى سؤال كرد كه مرا « 21 » اشكالى در خاطر « 22 » افتاده است و مىخواهم كه « 23 » آن را حل كنى و به « 24 » مدد
--> ( 1 ) - متن + در ( 2 ) - متن - در ( 3 ) - متن : آيى ، مپ 2 : آمد ( 4 ) - متن و مپ 2 : و ( 5 ) - متن : درآييد ( 6 ) - متن - او ، مج : وى ( 7 ) - مپ 2 - و آن ظلم كه او كرد ( 8 ) - متن : هيچكس ( 9 ) - مج : اين ( 10 ) - مج : اظلم ( 11 ) - مج + چه گفتهاند كه ( 12 ) - مج : داور ( 13 ) - مپ 2 : بود ( 14 ) - در نسخهء بنياد اين حكايت نيامده است ( 15 ) - مپ 2 + رحمه اللّه ( 16 ) - مج - سامانى كار ملك . . . نيشابور آمد و ( 17 ) - مج : آمده بود ( 18 ) - مپ 2 - در ( 19 ) - مج : پيوسته بود ، متن + و ( 20 ) - مج - آن ( 21 ) - مپ 2 - كه مرا ( 22 ) - مپ 2 - در خاطر ( 23 ) - متن + تو ( 24 ) - مج - به