سديد الدين محمد عوفى
740
متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )
است ، و اگر زيادت ازين دو تن دست ثالثى به من رسيده باشد « 1 » ان شاء اللّه « 2 » درين آب غرق شوم . پس قدم در آب نهاد و به سلامت بگذشت و جملگى خلايق بر وى آفرين كردند و زرگر را ملامت واجب ديدند . و زرگر را « 3 » از غصه خواب و قرار نماند و كار به درجهاى رسيد كه « 4 » آن پير به شب خواب نكردى « 5 » و همه شب در آسمان مىنگريستى و انديشه مىكردى « 6 » تا خبر بى - خوابى آن پير به پادشاه « 7 » بردند . راى « 8 » او را طلب كرد و گفت : شنيدهام كه در شب هيچ نمىخسبى ؟ گفت : چنين است كه پادشاه مىفرمايد . پادشاه گفت : من مىخواهم كه پاسبانى حرم « 9 » خود به تو دهم تا در محافظت حرم و خزينه و جان من سعى كنى « 10 » . مرد آن شغل قبول كرد و آن شب به پاس داشتن بنشست « 11 » ، و چون نيمى از شب بگذشت و « 12 » خلق در خواب شدند « 13 » پيلبان شاه از پيلخانه برون آمد و پيل با خود بياورد و در زير قصر پادشاه بايستاد « 14 » . زن راى از كنار راى « 15 » برخاست و به دريچه رفت « 16 » . پيل خرطوم دراز كرد و زن را به گوشهء خرطوم بگرفت و بر پشت خود « 17 » بنشاند ، پيلبان با وى عتابها
--> ( 1 ) - متن : و دست هيچكس جز اين دو تن به من نرسيده است ، اگر دروغ گويم ، مج - و اگر زيادت . . . باشد . ( 2 ) - مپ 2 - ان شاء الله ( 3 ) - متن و مپ 2 - را ( 4 ) - مج + البته ( 5 ) - مپ 2 و مج : نخفتى ( 6 ) - مپ 2 - و انديشه مىكردى ( 7 ) - مپ 2 + آن شهر ( 8 ) - مپ 2 و مج - راى ( 9 ) - مپ 2 و مج - حرم ( 10 ) - مپ 2 - تا در محافظت . . . سعى كنى ( 11 ) - مپ 2 - و آن شب . . . بنشست ( 12 ) - مپ 2 : نيمه شب ( 13 ) - مپ 2 : بودند ( 14 ) - مج : بايستانيد ( 15 ) - مج : او ( 16 ) - مج : و به گوشهء بام آمده ، مپ 2 - و به دريچه رفت ( 17 ) - مپ 2 : پيل .