سديد الدين محمد عوفى
733
متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )
او بود احضار كرد و تا نيم شب « 1 » آنجا به عشرت گذاشت « 2 » ، و بعد از نيم شب برهمن برسيد و بر در خانهء او فرياد كرد « 3 » . كنيزكان در خانه بگشادند و برهمن درآمد ، چون بىبى را نديد تهور « 4 » آغاز كرد و فرياد كردن گرفت « 5 » . كنيزكان از خوف فضيحت او را ساكن گردانيدند و « 6 » برفتند و بىبى را اعلام دادند ، و آن بيچاره متحير بماند ، و زن همسراى را ساكن « 7 » كرد و معشوق دوم را عذرى بگفت و به خانه رفت . چندانكه چشم برهمن بر وى افتاد برهمن « 8 » تازيانهاى مهيا كرده بود ، در وى « 9 » گردانيد و او را زدن گرفت و « 10 » زن بيچاره فرياد مىكرد ، در اثناى آن حال « 11 » شوهر او به در خانه آمد . برهمن متحير شد و گفت : تدبير من چيست ؟ زن او را گفت كه « 12 » : بىدهشت مرا مىزن و بگوى كه او را افسون مىكنم . پس برهمن او را مىزد ، چند « 13 » انكه شوهر او درآمد . پرسيد كه : اين چه كس است و اين مرد بيگانه اينجا چه مىكند « 14 » ؟ برهمن گفت : دو روز است كه او را ديو گرفته است و مرا آوردهاند تا افسون كنم ، اگر تو فرمايى بازگردم . مرد او را تضرع كرد كه در آن باب تفصير نبايد كرد « 15 » ، و برهمن ساعتى لب مىجنبانيد و معشوق چون پرى را
--> ( 1 ) - مج + او ( 2 ) - مپ 2 : مشغول شدند ( 3 ) - مپ 2 : فرياد كردن گرفت ( 4 ) - مپ 2 : سفاهت ( 5 ) - مپ 2 - و فرياد كردن گرفت ( 6 ) - مپ 2 - او را . . . و ( 7 ) - مپ 2 : استمالتى ( 8 ) - مپ 2 - برهمن ( 9 ) - مج : روى ( 10 ) - مپ 2 - و او را زدن گرفت و ( 11 ) - مج - حال ( 12 ) - مپ 2 + همچنين تو بر حال خود ( 13 ) - مپ 2 ، چون ( 14 ) - مپ 2 - و اين . . . چه مىكند ( 15 ) - مج + اگر تو فرمايى بازگردم . مرد او را تضرع كرد كه تقصير . نبايد كرد .