سديد الدين محمد عوفى
729
متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )
خواسته « 1 » و خانهء دل را به مهر او آراسته « 2 » . زن از اخبار و احوال و نسب و اصل آن زن تفحصى بليغ نمود . پس بفرمود تا از زبان عم آن زن « 3 » نامهاى بنوشتند به نزديك شوهر او « 4 » كه : بداند « 5 » كه زن تو از دنيا مفارقت كرده است « 6 » و مبالغى مال و اقمشه « 7 » بگذاشته و نصف آن را « 8 » مستحق تويى « 9 » ، بايد كه به تعجيل بشتابى و حق خود بستانى . پس آن نامه به يكى از ملاحان داد تا به نزديك آن مرد آوردند . مرد چون نامه بخواند متأثر شد و عزم بصره « 10 » كرد ، و به نزديك زن آمد و گفت : توشهاى بساز كه به سوى بصره مىروم . زن گفت : به سفر بصره بسيار مىروى و اين « 11 » دليل خير نيست ، و مرا گمان مىآيد كه مگر آنجا زنى ديگر خواستهاى و مهر ما از دل خود كاستهاى « 12 » . مرد در ظن آن كه « 13 » زنى كه « 14 » در بصره است « 15 » وفات يافته است خواست كه زن را استمالتى دهد « 16 » ، گفت : من در جهان جز تو زن « 17 » ندارم و هر زنى كه مرا هست « 18 » جز تو به سه طلاق دادم « 19 » . زن چون اين سخن بشنيد گفت : اكنون چون زنان « 20 » ديگر
--> ( 1 ) - متن و بنياد - و چون تفحص . . . ديگر خواسته ( 2 ) - مپ 2 - و چون تفحص . . . آراسته ( 3 ) - مپ 2 : خود ( 4 ) - مپ 2 : خود ، مج : شهر او ( 5 ) - مج : بدانى ، بنياد : بدان ( 6 ) - متن و بنياد : عالم بقا رفت ، مج : فنا رخت برداشت ( 7 ) - مپ 2 - و اقمشه ، مج : قماش + و رخت ( 8 ) - متن و مپ 2 و بنياد - را ( 9 ) - بنياد : و ميراث به تو مىرسد ( 10 ) - مج + خرم ( 11 ) - مپ 2 - و اين ( 12 ) - مپ 2 : برداشتهاى ، مج : بكاستهاى ( 13 ) - مج - كه ( 14 ) - مپ 2 و مج - كه ( 15 ) - مج : بصرى ( 16 ) - مپ 2 و مج : كند ( 17 ) - مج + ديگر ، بنياد + ى ( 18 ) - متن و مج و مپ 2 : ويرا هست ( 19 ) - متن و مپ 2 دادم . بنياد + است ( 20 ) - مپ 2 : زن .