سديد الدين محمد عوفى

721

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )

درگرفت « 1 » ، من بيامدم و در كنار شوهر بخفتم . آتش قوت كرد و مردمان بيدار شدند و « 2 » كنيزك را « 3 » سوخته بود . پس آتش را بكشتند و اين سخن پوشيده بماند و چون سالى چند برين برآمد و پدرم وفات يافت من شوهر را گفتم كه : دست از من بدار كه من به سفر قبله خواهم رفت . پس شوهر مرا بگذاشت و « 4 » من نذر كردم كه « 5 » به عوض « 6 » هريك از آن كشتگان يك حج پياده بياورم « 7 » و اميد به رحمت حق مىدارم كه ايشان را از من خشنود گرداند « 8 » ، و چهارده حج كرده‌ام و اين پانزدهم است . اگر زندگانى باشد ، بيرون ازين « 9 » شش « 10 » ديگر بگزارم « 11 » مگر كه خداى عزوجل بر من رحمت كند . آن امام بزرگ چون اين حكايت بشنيد گفت : انصاف دادم كه ابليس هرگز « 12 » سررشتهء شما درنيابد و شيطان بر مكرهاى شما واقف نگردد « 13 » و حقيقت گشته « 14 » كه شما را در مكر و غدر نظير و مثال نتواند بود ، چنان كه گفته‌اند بيت : زن چو ميغ است و مرد همچون ماه « 15 » * ماه را تيرگى ز ميغ بود

--> ( 1 ) - مپ 2 - و چندانكه آن . . . درگرفت ، مج - را آتش درگرفت من بيامدم ( 2 ) - مج : كه ( 3 ) - مپ 2 و مج - را ( 4 ) - مپ - پس شوهر مرا بگذاشت ( 5 ) - مج - نذر كردم كه ( 6 ) - مپ 2 : به كفارت ، مج : به اسم ( 7 ) - مپ 2 و بنياد : بگزارم ( 8 ) - مج : حق تعالى ايشان را آزاد گرداند ( 9 ) - مج + حج‌ها ( 10 ) - مج : حجى ( 11 ) - مپ 2 و مج : بيارم ( 12 ) - مج : به تلبيس شما ابليس هرگز نرسد و ( 13 ) - مپ 2 : هرگز در پيش شما نيفتد و اسبى و رخى از شما مكاران به طرح بستاند ( 14 ) - مپ 2 : آنست ، مج : تحقيق گشت ( 15 ) - مج - ماه