سديد الدين محمد عوفى

717

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )

مطاوعت كنى « 1 » و « 2 » خود را به من دهى « 3 » ترا از اين بلا برون آورم ، و اگر ندهى « 4 » همين ساعت ترا فضيحت كنم « 5 » . دختر گفت : به ضرورت تن را به دو تسليم كردم . پس زنگى بكارت از من برداشت « 6 » و آن جثه « 7 » را در لوده‌اى « 8 » نهاد « 9 » و از خانه من بيرون برد ، و من متحير و متردد بماندم . و چون شب در آمد زنگى به سر روزن ما « 10 » آمد و سنگى بينداخت و تهور كردن گرفت . من از بيم فضيحت بر بام شدم و او را ديدم سرمست . مرا گفت كه : ياران من « 11 » شراب مىخورند و هركس شاهدى دارند تو نيز « 12 » بيا تا با من « 13 » تماشايى بكنى « 14 » ، و اگر نيايى فضيحت گردى . من به هزار حيله او را « 15 » زمان « 16 » دادم « 17 » . چندانكه پدرم « 18 » بخفت ، من از بيم فضيحت به نزديك او آمدم و با او از بام فرود آمدم « 19 » ، و در جوار ما « 20 » در پايگاه ، نه مرد ستوربان نشسته بودند و هريك شاهدى پيش خود نشانده « 21 » و به نشاط خمر مىخوردند ، زنگى دهم ايشان

--> ( 1 ) - مپ 2 : كن ( 2 ) - مپ 2 + تن ( 3 ) - مپ 2 : تسليم كن + تا ( 4 ) - مج : و الا ( 5 ) - مپ 2 - و اگر ندهى . . . كنم ( 6 ) - مج : من زايل كرد ( 7 ) - مپ 2 و بنياد : مرده ، مج : ميت ( 8 ) - مپ 2 - لوده ، مج : بنياد : توبره ( 9 ) - مپ 2 - را در . . . نهاد و ( 10 ) - مپ 2 و مج + بر ( 11 ) - متن : مرا ، بنياد : ما ( 12 ) - مپ 2 و مج + با من ( 13 ) - مپ 2 و مج - با من ( 14 ) - مپ 2 - تا تماشايى بكنى ، بنياد : كه من بىشاهد نمانم ( 15 ) - مج : از وى ، بنياد : از او ، مپ 2 - او را ( 16 ) - مپ 2 : مهلتى ، مج : ضمان ( 17 ) - مپ 2 و مج و بنياد : خواستم ( 18 ) - متن : پدر من ، بنياد : پدر ( 19 ) - مپ 2 : با او فرود آمدم ، مج - و با او . . . آمدم ( 20 ) - مپ 2 - در جوار ما ( 21 ) - مج : شاهدى داشت ، مپ 2 - و هريك . . . نشانده