سديد الدين محمد عوفى

710

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )

و « 1 » باد شمال روح و راح « 2 » يابم . در اثناى راه « 3 » جوانى را ديدم لطيف « 4 » و ظريف ، حركاتى « 5 » متناسب و « 6 » شمايلى دلپذير و اطرافى فراهم « 7 » ، و لكن آثار حزن در بشرهء او پيدا و علامات « 8 » اندوه « 9 » باطن در حسن « 10 » او « 11 » ظاهر . از حال او استعطاف « 12 » واجب داشتم و از حقيقت رنج دل و اندوه سينهء او « 13 » استكشافى « 14 » نمودم . گفت « 15 » : بدان كه من پسر فلان بازرگانم كه از معارف بغداد بود « 16 » و نعمتى « 17 » فاخر و ثروتى « 18 » بكمال داشت . و در جوار ما مردى بود از موالى بعضى از « 19 » وجوه بغداد « 20 » كه او را اصلى و نسبى ظاهر نبود ، و مروى را دخترى بود و با اين دختر مرا اتفاق معاشقتى افتاد و دل مرا به وى ميلى پديد آمد ، و به پدر خود پيغام دادم تا او را به جهت من بخواهد . پدرم نصيحت من كرد و گفت : اى جان پدر اين دختر اگرچه جمالى دارد اما اصلى « 21 » ندارد و رسول « 22 » عليه السلام از مصاحبت « 23 » چنين كس « 24 » نهى فرموده است ، قوله عليه السلام : ايّاكم و خضراء الدّمن « 25 » قالوا يا رسول الله : و ما الخضراء « 26 » -

--> ( 1 ) - مج : از جولان ( 2 ) - متن و مپ 2 : رواح ( 3 ) - مپ 2 : آن ( 4 ) - مپ 2 + صورت ( 5 ) - مپ 2 : حركات ( 6 ) - مپ 2 - متناسب و ( 7 ) - متن : درهم ، مپ 2 - و اطرافى فراهم ( 8 ) - مج : علامت ( 9 ) - مج + در ( 10 ) - مج - در حسن ( 11 ) - مپ 2 - پيدا و علامات . . . او ( 12 ) - مج : استكشافى ( 13 ) - مپ 2 - او استعطاف . . . سينهء او ( 14 ) - مپ : استطلاع ( 15 ) - مپ 2 + اى مرد ( 16 ) - مپ 2 + و پدر من فلان كس بود ( 17 ) - مج : نعمت ( 18 ) - مج : ثروت ( 19 ) - مج - بعضى از ( 20 ) - مپ 2 از موالى . . . بغداد ، مج - بغداد ( 21 ) - مج + و نسبى ( 22 ) - مج : پيغامبر ( 23 ) - مج : مناكحت ( 24 ) - مپ 2 : كسان ( 25 ) - مج + قال المراة ( 26 ) - مج : خضراء