سديد الدين محمد عوفى

704

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )

عيارى بود نامدار و « 1 » كاروانها زدى و مكابره‌ها كردى « 2 » و حملهاى « 3 » سلطان را « 4 » غارت كردى و لشكريان و عوانان را بكشتى . و امير آن شهر بر وى خشم - آلود گشته « 5 » بود ، و بارها كسان فرستاده بود « 6 » به گرفتن وى و مهيا نشده بود « 7 » تا از قضا خود « 8 » روزى گرفتار شد . پس به بر « 9 » اميرش بردند و امير او را گفت : اى سفاك ناپاك « 10 » ، چند ولايت مرا « 11 » خراب كردى و مردمان مرا كشتى و مالهاى خلقان به ناحق ستدى « 12 » . و بفرمود « 13 » تا وى را « 14 » بردار كشيدند « 15 » . پس اسفهسالار را « 16 » فرمود كه : هرشب ده « 17 » مرد « 18 » به نزديك آن دار بخسبند تا كسى او را نبرد ، و گفت : اگر كسى وى را ببرد من به عوض او شما را بردار كشم « 19 » . پس چند مرد هرشب بر زير دار آن عيار بخسبيدند « 20 » . شبى سرخيل به مهمى مشغول شد . چون بازآمدند « 21 » دزد را از دار فروگرفته بودند و برده . آن اسفهسالار بغايت بترسيد و دانست كه پادشاه ايشان مردى متهورست كه هرچه بگويد بكند و همان باشد . پس قصد گريختن كرد و در آن شب تاريك

--> ( 1 ) - مپ 2 + بتنها ، بنياد + خنجر گذار ( 2 ) - متن : مكابره بردى ، مپ 2 و بردى ( 3 ) - مج : خيل‌ها ( 4 ) - مج - را ( 5 ) - مپ 2 : در خشم ، مج : خشم‌آلوده ( 6 ) - مپ 2 : و كسان را برگماشته ( 7 ) - مپ 2 : نتوانستند گرفت ، مج : و نتوانستند گرفتن ( 8 ) - مپ 2 و مج - خود ( 9 ) - مپ 2 : و به نزديك ، مج : پيش ( 10 ) - مج - اى سفاك ناپاك ( 11 ) - مپ 2 و مج : من ( 12 ) - مپ 2 - و مالهاى خلقان به ناحق بستدى ( 13 ) - مپ 2 : اكنون فرمودم ( 14 ) - مپ 2 : ترا ، مج : اين را ( 15 ) - مپ 2 : كشند ، مج : كنيد ، مپ 2 + پس او را بردار كردند ( 16 ) - مپ 2 : كسان را ( 17 ) - مپ 2 : چند ( 18 ) - مج ده مرد ( 19 ) - مپ 2 - و گفت اگر . . . كشم . ( 20 ) - مج : از آن مردان هر شب يكى پاس داشتى ، مپ 2 - پس چند . . . بخسبيدند ( 21 ) - مپ 2 : بازآمد . مج : تا بازآمدن او