سديد الدين محمد عوفى

697

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )

شتر « 1 » كه من برويم « 2 » پيش بريد كه بگذرد « 3 » . آن شتر را پيش « 4 » بردند « 5 » بگذشت و شتران ديگر بر عقب او برفتند . آن مرد گفت كه : تو به چه دانستى كه آن شتر بخواهد گذشت ؟ گفت : زيرا كه مادر اين شتر پيشرو شتران بود و من آن را شناخته بودم و « 6 » دانستم « 7 » كه آن بچه روزى « 8 » به مادر بازگردد . مرد چون اين سخن بشنيد « 9 » هم از « 10 » راه او را بازگردانيد و گفت : چون شتر پيشاهنگ به مادر خود بازمىگردد اگر « 11 » تو نيز به فعل مادر خود « 12 » رجوع كنى دور نبود ! و آنچه اين « 13 » مرد حكيم « 14 » تقديم نمود « 15 » سيد كائنات « 16 » عليه السلام « 17 » فرموده است : العرق نزّاع . هرآينه رگ « 18 » بكشد . پس بر - عاقل واجب باشد كه زن از خاندان صلاح و عفت خواهد تا به ندامت و غرامت گرفتار نشود . حكايت ( 4 ) آورده‌اند كه بلعم « 19 » باعور « 20 » را « 21 » خداى عزوجل « 22 » نام بزرگ « 23 » خود « 24 » عطا داده بود و از بزرگواران قوم موسى عليه السلام بود و

--> ( 1 ) - مج + را . ( 2 ) - مج : برو سوارم . ( 3 ) - مپ 2 و مج - كه بگذرد ، مپ 2 + چون . ( 4 ) - مپ 2 - پيش . ( 5 ) - مپ 2 + برپل . ( 6 ) - مج - بودم و . ( 7 ) - مپ 2 : دانسته . ( 8 ) - مج : وى است + هرآينه . ( 9 ) - مج + زن را گفت كه تمامت احوال خود با من شرح دادى . كابين او بسنجيد . ( 10 ) - مپ 2 و مج + نيمه . ( 11 ) - مپ 2 - اگر . ( 12 ) - مج + بازگردى و . ( 13 ) - متن - اين . ( 14 ) - بنياد - حكيم . ( 15 ) - بنياد : بجاى آورد ، مپ 2 - و آنچه اين . . . نمود ، مج + از لفظ . ( 16 ) - مج + اقتضاب كرده است كه . ( 17 ) - مپ 2 : عليه افضل الصلوات ، مج - عليه السلام . ( 18 ) - مپ 2 + را ، مج : رگ هرآينه . ( 19 ) - مپ 2 : بلعام . ( 20 ) - مج - باعور ( 21 ) - متن - را ( 22 ) - متن + او را . ( 23 ) - مپ 2 : اسم اعظم . ( 24 ) - مپ 2 + را ، مج - خود .