سديد الدين محمد عوفى

692

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )

كه : مدتى است كه تو به نماز و عبادت مشغول شده‌اى و مرا از تو خدمتى « 1 » نيامده است ، اگر دستورى دهى تا من زنى ديگر خواهم لطف « 2 » باشد . چون آن زن اين پيغام بشنيد رويش از حال بگشت و شوهر را دشنام دادن گرفت و گفت : او « 3 » را چه زهرهء آن باشد كه اين انديشه در دل آرد ، و چندانكه او اينجا آيد « 4 » من سزاى وى بدهم ، و امثال اين ترهات بر زبان براند . چون به نزديك شقيق آمدند و حكايت كردند گفت : معلوم شد كه آنكه بهترين ايشان است حال او چنين است ، تا بدترين را حال چگونه باشد . حكايت ( 2 ) آورده‌اند كه روزى امير المؤمنين على رضى الله عنه بر لفظ مبارك راند كه : عجب دارم از كار زنان و فتنهء ايشان ! راوى « 5 » مىگويد كه سؤال كردم كه : يا « 6 » امير المؤمنين فتنهء ايشان چگونه است ؟ گفت : اين ساعت از مصطفى عليه السلام شنيدم كه در روزگار عيسى عليه السلام زنى بود ، روزى « 7 » با « 8 » شوهر خود نشسته بود و مر « 9 » شوهر خود را مىگفت كه « 10 » : من مىترسم كه اگر روزى مرا قضاى اجل فراز رسد تو زنى ديگر كنى و از من و « 11 » عهد من بيزار شوى . مرد گفت : مبادا كه من « 12 » هرگز اين « 13 » بىوفايى كنم ! زن گفت : اگر تو پيش از من وفات كنى من عهد كردم كه هرگز « 14 » شوهر نكنم . مرد نيز همچنين عهد كرد ، و مدتى در موافقت يكديگر روزگار مىگذاشتند « 15 » تا از قضا آن زن را « 16 » پيش از مرد وفات رسيد . آن مرد بر فوات « 17 » آن زن « 18 »

--> ( 1 ) - مج : كدخداى ( 2 ) - مپ 2 : چه ( 3 ) - مپ 2 : تو ( 4 ) - متن + كه ، مپ 2 - چندانكه او اينجا آيد ( 5 ) - مپ 2 - راوى ( 6 ) - مج - يا ( 7 ) - مپ 2 - روزى ( 8 ) - مپ و مج : پيش ( 9 ) - مج - و مر ( 10 ) - مج : خود را گفت ، مپ 2 : خود را گفت كه ( 11 ) - مج + از ( 12 ) - مج - من ( 13 ) - مج - اين ( 14 ) - مپ 2 : ديگر ( 15 ) - مپ : مىگذرانيد ، مپ 2 - و مدتى در موافقت . . . گذاشتند . ( 16 ) - متن - را ( 17 ) - مج : فراق ( 18 ) - مپ 2 و مج : او