سديد الدين محمد عوفى
688
متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )
به من رغبت نمايند و در نظر نگرندگان خوب نمايد « 1 » ؟ زنان گفتند : هر « 2 » جاى تو از يكديگر خوبتر است اما لب و دندان تو در نكويى به حد كمال افتاده است . مرواريد دندان در صدف دهان چنان متناسب است كه جوهرى « 3 » عقل از حسن « 4 » ترصيع و لطف توصيف آن متحير است . نائله در حال سنگى برداشت و چهار دندان پيش خود بشكست « 5 » و به نزديك معاويه « 6 » فرستاد و گفت : آنچه سبب رغبت مردان است در حسن ما اين بود . اين را از بيخ برآوردم تا بيش دندان بر كار ما دراز نكنى . معاويه چون آن « 7 » صدق حال « 8 » از آن زن بشنيد بسيار بگريست و گفت : رحمت بر زنى باد كه گوشهء مقنعهء وفادارى او بر دستار مردان ترجيح دارد . پس او را انعامى « 9 » فرستاد و دست از وى بداشت . و فايدهء « 10 » اين حكايت بيرون مقصود « 11 » آنست كه قرايصه اگرچه از دين اسلام و ملت حنيفى « 12 » بر كران بود اما چون عقل كامل داشت به مدد ذهن صافى بدانست كه دختر او را هيچ « 13 » كفوى « 14 » چون امير المؤمنين عثمان رضى الله عنه نخواهد بود « 15 » و بدان رضا داد و آن مصاهرت « 16 » را غنيمت شمرد . از بهر آنكه دختر را چون كفوى پديد آمد همانا اولى آن باشد كه بىتوقف
--> ( 1 ) - مپ 2 - و در نظر نگرندگان خوب نمايد ، مج : نمايم . ( 2 ) - مج : همه ( 3 ) - متن و مج : جوهر ( 4 ) - متن : چنين ( 5 ) - مج + تا معاويه دندان ازو بركشد . لب و دندانش زان در سنگ زد چنگ - كه دارد لعل گوهر جاى در سنگ ، پس آن دندانها را ( 6 ) - مج + لعين ( 7 ) - مج : از ، مپ 2 : اين ( 8 ) - مپ 2 - حال ( 9 ) - مپ 2 : انعام ( 10 ) - مج - فايده ( 11 ) - مپ 2 - بيرون مقصود ( 12 ) - مپ 2 - و ملت حنيفى ( 13 ) - متن و مپ 2 : چون ( 14 ) - متن و مپ 2 + پديد آمد ( 15 ) - مپ 2 - نخواهد بود ، مج : نباشد ( 16 ) - مپ 2 - مصاهرت