سديد الدين محمد عوفى

687

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )

فرستاد : كه به جهت خدمت امير المؤمنين طول و عرض بيابان « 1 » قطع كردم اكنون براى شب وصل امير المؤمنين را زحمت ندهم و من به خدمت آيم . و چون ميان « 2 » ايشان « 3 » اجتماع افتاد نائله مدتها در حرم امير المؤمنين عثمان رضى - الله عنه « 4 » بود تا آنگاه كه امير المؤمنين « 5 » شربت شهادت نوش كرد و چون از شهادت امير المؤمنين عثمان رضى الله عنه « 6 » مدتى مديد « 7 » برآمد معاويه نائله را خطبه كرد . نائله گفت : من از آن زنان نيم كه در مدت عمر مرا دو شوهر بود ، و زنى كه در حرم امير المؤمنين عثمان بوده باشد و در حجرهء دولت او مقام كرده بود دون‌همتى باشد « 8 » كه در شوهر ديگر نگرد . بيت : چشمى كه ترا ديده بود اى دلبر * خود چون نگرد به روى معشوق دگر چون نائله امتناع نمود « 9 » حرص معاويه « 10 » زيادت شد و كار بر وى تنگ گرفت ، او را رنجه مىداشت تا مگر به سبب « 11 » تنگ آمدن « 12 » بدان مواصلت رضا دهد . روزى نائله جماعتى از زنان را « 13 » كه در خدمت او نشسته بودند پرسيد : كه در روى من كدام عضو است كه « 14 » به صفت جمال و حسن موسوم « 15 » است كه بدان سبب مردان « 16 »

--> ( 1 ) - مپ 2 : بيابانها ، مج + را ( 2 ) - مپ 2 - ميان ( 3 ) - مپ 2 + را ( 4 ) - مپ 2 : او ( 5 ) - مپ 2 و مج - امير المؤمنين ( 6 ) - مج - امير المؤمنين عثمان رضى اللّه عنه ، مپ 2 : امير المؤمنين ( 7 ) - مپ 2 و مج - مديد ( 8 ) - مج - و در حجره دولت . . . باشد ( 9 ) - مپ 2 : ممتنع شد ( 10 ) - متن : معاويه حرص ( 11 ) - مج - به سبب ( 12 ) - مج : آيد ، مپ 2 - به سبب تنگ آمدن ( 13 ) - متن و مپ 2 - را ( 14 ) - مپ 2 و مج - است كه ( 15 ) - مج : موصوف ( 16 ) - مپ 2 و مج + را