سديد الدين محمد عوفى
683
متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )
روزى در راهى مىرفتم ناگاه « 1 » زنى ديدم باجمال در چادر « 2 » ، چنان كه حسن شمايل و چستى حركات او دل از من بربود و « 3 » مرا شيفتهء جمال و آرزومند وصال خود گردانيد « 4 » . طرفى « 5 » از عشق خود با وى تقرير كردم « 6 » . مرا گفت كه : تو مرا كجا ديدى « 7 » و برچه جاى من عاشق شدى « 8 » ؟ من گفتم « 9 » : دو چشم نرگس « 10 » تو كه از زير « 11 » چادر مىتافت دل مرا چون لاله پرخون گردانيد [ و ] غمزهء غماز تو مرا چنين شوريده كرد « 12 » . زن گفت : زمانى بر در سراى « 13 » مقام كن تا آنكس كه ترا فتنه و شيفته گردانيد به نزديك تو فرستم . پس آن زن در خانه رفت و كارد در « 14 » كرد « 15 » و هر دو چشم خود را از حدقه « 16 » بيرون آورد و در كاغذ پيچيد و به نزديك من فرستاد و گفت : اگر برين چشمها « 17 » شيفته شدى اينها را به نزديك تو فرستادم ، كه « 18 » چشمى كه به نظر شهوت نامحرمان آلوده بود در حدقهء من روا نبود . من چون صدق آن زن بديدم از خواب غفلت بيدار شدم و به صدق دل توبه كردم و روز ديگر بر در آن عفيفه رفتم و او به رحمت حق تعالى پيوسته بود « 19 » و عالم دنيا را وداع كرده ، و آن از « 20 » كمال عفت او بود « 21 » .
--> ( 1 ) - مج - ناگاه ( 2 ) - مج + مىرفت ( 3 ) - مپ 2 - حسن شمائل . . . بربود و ( 4 ) - مج : او كرد ( 5 ) - مپ 2 : شمهاى ( 6 ) - مپ 2 : بگفتم ( 7 ) - مج : كجاى مرا ديدى ( 8 ) - مپ 2 و مج : شدهاى ( 9 ) - مج : گفت ( 10 ) - مپ 2 و مج : نرگسين ( 11 ) - مج : اين ( 12 ) - مج : كرده ، مپ 2 - غمزه غماز . . . كرد ( 13 ) - مج + ما ( 14 ) - مج + دست ( 15 ) - مپ 2 - و كارد در كرد ( 16 ) - مپ 2 - از حدقه ( 17 ) - مپ 2 - چشمها ( 18 ) - مج - كه ( 19 ) - مپ 2 - و روز ديگر . . . پيوسته بود . ( 20 ) - متن - از ( 21 ) - مپ 2 - و عالم دنيا . . . بود .