سديد الدين محمد عوفى
682
متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )
دعاى زنى محتاج باشد ! هردو گريان شدند و توبه كردند « 1 » . حكايت ( 12 ) آوردهاند كه مردى علوى بود مشهور و باثروت ، و هرچه كردى كس « 2 » به سبب نسب او مر « 3 » وى را ادب نكردندى « 4 » . روزى زنى باجمال بر در سراى او بگذشت . علوى گفت : اى كدبانو « 5 » ، مهمان من آى تا ساعتى در خدمت باشم . زن گفت : اى سيد من اين كار را نشايم . علوى گوشهء چادر او بگرفت و او را در سراى خود كشيد . زن هرچند امتناع نمود « 6 » از وى نشنيد « 7 » . علوى كارد بكشيد و گفت : اگر مرا مطاوعت نكنى ترا بكشم . زن متحير شد . گفت : اى سيد « 8 » مرا چندان بگذار « 9 » كه از تو يك سخن بپرسم . گفت : بپرس . گفت : اگر چنان بود كه من ترا مطاوعت كنم « 10 » و تو به حرام با من جمع آيى و در ميان ما « 11 » فرزندى « 12 » آيد ، آن فرزند چه باشد ؟ گفت : علوى بود . زن گفت : اى سيد تو مگر از آن علويانى « 13 » ، كه اين فعل حلالزادگان نيست كه تو مىكنى . علوى خجل شد و دست از وى بداشت و توبه كرد و به بركات « 14 » عفاف آن زن ، علوى از جملهء خويشتن - داران شد « 15 » . حكايت ( 13 ) آوردهاند كه عتبة بن العلام از جملهء بزرگان دين بود و از زهاد ايام . روزى از وى سؤال كردند كه سبب توبه تو چه بود ؟ گفت :
--> ( 1 ) - بنياد + و مطلب حاصل شد ( 2 ) - مپ 2 - كس ( 3 ) - مپ 2 - اومر ( 4 ) - مج : نكردى ( 5 ) - مپ 2 + به ( 6 ) - متن تا ساعتى در خدمت . . . امتناع نمود ( 7 ) - مج : بازنشد + و چون زن او را تمكين نمىكرد ( 8 ) - مپ 2 - اى سيد ( 9 ) - مپ 2 : زمان ده ( 10 ) - متن و بنياد : نكنم ( 11 ) - مپ 2 - و در ميان ما ( 12 ) - مپ 2 + كه ( 13 ) - مپ 2 : از علويان نيستى ( 14 ) - مپ 2 : به بركت ( 15 ) - مپ 2 : آن زاهده توبه كرد .