سديد الدين محمد عوفى
681
متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )
مستجاب است « 1 » يا نه ؟ نخست شمشير را بر من بيازماى به هر زور كه دارى « 2 » تا چون بر من كارگر نباشد « 3 » تو به « 4 » يقين باشى « 5 » كه اين همان « 6 » دعاست . آنگاه قيمت « 7 » اين دعا بدانى . برقعى شمشير برو راند و كارگر آمد « 8 » و از دنيا رحلت كرد « 9 » . برقعى پشيمان شد و دانست كه غرض او عفت بوده است تا بر نفس « 10 » او زنا نرود ، و جمله از آن حركت پشيمان شدند و بدان دختر « 11 » آفرين كردند . حكايت « 12 » ( 11 ) در روزگار پيشين « 13 » مادر « 14 » خواجه عبد الملك ، زاهدهاى « 15 » از متعبدان وقت « 16 » بود « 17 » ، بزرگان به دعاى اين ضعيفه تقرب كردندى . وقتى امير « 18 » را حادثهاى افتاد ، در شبى تاريك با يكى از « 19 » خواص خود به نزد آن زاهده « 20 » آمد « 21 » و صبر كرد تا از اوراد فارغ شد . خاصگى گفت : خداوند « 22 » به نزد تو آمده است و از تو دعايى مىخواهد . زاهده بر خود بلرزيد و بانگ بر وى « 23 » زد و گفت « 24 » : خداوند مگوى ، چگونه خداوند باشد كسى « 25 » كه به
--> ( 1 ) - مج : هست ( 2 ) - متن و مج - به هر زور كه دارى ( 3 ) - مپ 2 : نيايد ، مج : كار نكند ( 4 ) - متن و مپ 2 - به ( 5 ) - مپ 2 : بدانى ( 6 ) - مپ 2 : سبب ( 7 ) - مپ 2 : قدر ( 8 ) - مپ 2 : در حال بيفتاد ( 9 ) - مج : برقعى بگفت تا شمشير بياوردند و بر ميان آن دختر علوى زدند و او را دو نيم كردند . ( 10 ) - مپ 2 - نفس ( 11 ) - مپ 2 : بر او ( 12 ) - حكايت از نسخهء متن افتاده است و چون مپ 2 از جملهء قديمترين نسخ است اين حكايت را از آنجا به متن اضافه كردهام ( 13 ) - مپ 2 و بنياد - پيشين ( 14 ) - مپ 2 - مادر ( 15 ) - مج + كه . ( 16 ) - مج و بنياد : فقرا ( 17 ) - مپ 2 : بوده ( 18 ) - بنياد : اميرى ( 19 ) - مپ 2 - يكى از ( 20 ) - مج : زال ( 21 ) - مج و بنياد + تا از وى دعايى درخواهد ( 22 ) - مج و بنياد + به حاجتى ( 23 ) - مج و بنياد : بر آن خاصگى ( 24 ) - مج + بنده را ( 25 ) - بنياد - چگونه خداوند باشد كسى ، مج - كسى