سديد الدين محمد عوفى

676

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )

غلامى داشت ناحفاظ و بدكردار ، بر مرحومه عاشق شد و احوال خود با وى بازگفت و مراد خود ازو طلبيد « 1 » و گفت : اگر به مراد من نروى در حق « 2 » تو قصد كنم . زن امتناع نمود . اعرابى را طفلى بود شيرخواره و او را عظيم دوست داشتى ، غلام برفت و آن طفل را سر ببريد و جامهء مرحومه را بدان خون بيالود و كارد در زير بالين او بنهاد . ديگر روز چون اعرابى فرزند را كشته ديد و جامهء مرحومه خون‌آلود يافت و كارد در زير بالين او يافتند ، زن « 3 » اعرابى از سوز فرزند غلام « 4 » را بخواند تا « 5 » مرحومه را بسيار بزدند چنان كه بر شرف هلاك افتاد . آن عورت بيچاره زبان بگشاد و گفت : الهى ، مىبينى دستم گير ، مىدانى « 6 » فريادم « 7 » رس . اعرابى گفت : اى مرحومه فرزند مرا چرا كشتى « 8 » ؟ و مرحومه سوگندان غلاظ و شداد « 9 » خورد كه من نكشتم و حال غلام بازگفت . اعرابى دانست راست مىگويد « 10 » و گفت : از وثاق من برون رو كه « 11 » نبايد كه مادر اين پسر از سوز فرزند خويش به جان تو قصدى كند . و چهارصد درم به مرحومه داد « 12 » . مرحومه آن زر بستد و از آنجا برون آمد و مىرفت تا به كنار شهرى رسيد . دارى را ديد زده « 13 » و جماعتى را ديد « 14 » گرد شده : پرسيد كه : چه افتاده است ؟ گفتند : امير شهر را عادتست

--> ( 1 ) - مپ 2 - و احوال خود . . . طلبيد ( 2 ) - مج : بر ( 3 ) - مپ 2 - و كارد در . . . زن ( 4 ) - مپ 2 : غلامان ، مج : و غلام + از ستيزهء ناخواست ( 5 ) - مپ 2 : گفت ، مج - را بخواند تا ( 6 ) - مپ 2 : مىتوانى ( 7 ) - متن : فرياد ( 8 ) - مپ 2 - اعرابى گفت . . . كشتى ( 9 ) - مپ 2 : سوگند مغلظه ( 10 ) - متن - اعرابى دانست راست مىگويد ، مج + و چهارصد درم سيم او را بداد ، مپ 2 : اعرابى گفت فى الجمله مصلحت تو در آنست كه ( 11 ) - مپ 2 : از آنجا به روى ( 12 ) - مج - و چهارصد درم به مرحومه داد ( 13 ) - متن - زده ( 14 ) - مپ 2 و مج - را ديد .