سديد الدين محمد عوفى

672

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )

حكايت ( 6 ) آورده‌اند كه در روزگار مصطفى عليه السلام مردى از ياران او به شهر ديگر « 1 » رفت ، و در آنجا زنى خواست . و اين مرد را « 2 » در مدينه زنى بود « 3 » در غايت صلاح و نهايت فلاح « 4 » . چون مدت غيبت شوهر او دراز شد او را نفقه‌اى نفرستاد و بوى التفات نكرد . جماعتى از همسايگان او مرين زن را طعنه زدند كه : شوى تو زنى ديگر خواسته است و به وى مشغول شده و ترا « 5 » فراموش كرده « 6 » . آن زن ساعتى برنجيد « 7 » ، چون « 8 » به خويشتن باز آمد گريبان خود بگرفت و گفت : اى بيچاره ، خداى عزوجل شوهر ترا زنى حلال دهد ، و تو به حكم آفريدگار راضى نباشى و نترسى « 9 » كه حق تعالى ترا بلايى فرستد ؟ آنگاه گفت : قبول « 10 » كردم كه اگر شوهر من آن زن « 11 » اينجا آورد خدمت او كنم و اگر اينجا نياورد از دست رشتهء « 12 » خويش « 13 » آن زن را جامه كنم و به نزديك وى فرستم تا دل ايشان « 14 » شاد شود « 15 » . چون اين « 16 » انديشه بكرد جبرئيل امين عليه السلام « 17 » آمد و گفت : يا رسول اللّه مر آن زن را مژده ده كه بدين نيت خير كه كردى « 18 » خداى عزوجل مر ترا آمرزيد و خلعت رضاى خود ترا « 19 » ارزانى داشت و اللّه اعلم .

--> ( 1 ) - مپ 2 : سفر . ( 2 ) - مپ 2 و مج - را . ( 3 ) - مپ 2 و مج : داشت . ( 4 ) - مپ 2 و مج : عفاف . ( 5 ) - متن : از تو ، مج از توش . ( 6 ) - متن و مج : گشته بنياد : كرده . ( 7 ) - بنياد + و آزردگى اظهار كرد . ( 8 ) - مج + از فورت غيرت ، مپ 2 + فور غيرت . ( 9 ) - متن و نترسى . ( 10 ) - مج : شكرى . ( 11 ) - مج + را . ( 12 ) - مپ 2 : رشت ، مج - رشته . ( 13 ) - مج + مر . ( 14 ) - مپ 2 : او . ( 15 ) - مج : از من متأمل نشود . ( 16 ) - متن : زن . مج : چون زن اين . ( 17 ) - مپ 2 و مج + به محمد رسول اللّه . ( 18 ) - مج - كه كردى . ( 19 ) - متن و مج - ترا .