سديد الدين محمد عوفى

669

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )

او راضى شده‌ام « 1 » كه بنده را « 2 » جز رضا دادن به حكم آفريدگار عز اسمه چاره‌اى نباشد . اگرچه عمر دراز « 3 » برآمد « 4 » من هرگز در گشاد اين بند « 5 » سعى نكردمى و اين كلمه بر زبان نراندمى ، اما چون تو سؤال كردى روا نداشتم كه دروغ گويم و نفاق كنم . مرد چون اين سخن بشنيد كابين « 6 » او را بداد و « 7 » طلاق بگفت و « 8 » به پيغامبر آن زمان وحى آمد كه من هر دو را آمرزيدم . زن را به رضا « 9 » دادن به قضاى « 10 » من « 11 » و مرد را به دور كردن رنج دل از « 12 » زن . و زنى كه در پارسايى بدين مثابت باشد هميشه ارباب الباب را بابت « 13 » باشد . حكايت ( 4 ) چنين گويند كه اعرابثى بود سخت زشتروى و بدخوى و « 14 » زنى داشت « 15 » صاحب‌جمال و زيباروى « 16 » ، و پيوسته « 17 » آن اعرابى مر آن زن را مىزد . يكى آنجا برگذشت و گفت : اى اعرابى ؛ رويى بدين زشتى كه تو دارى و زنى بدين خوبى كه تو يافته‌اى ، چرا شكر نمىكنى و او را مىزنى ؟ زن « 18 » آواز داد كه : اى خواجه سرّ اين معنى چيز ديگرست . او كردار « 19 » نيكو كرده است كه مرا يافته است ، و من گناهى كرده بودم كه به دست وى گرفتار شدم . و هركه به قسمت آفريدگار راضى باشد از هيچ محنتى نرنجد .

--> ( 1 ) - مپ 2 و مج : شدم . ( 2 ) - متن و مپ 2 - را . ( 3 ) - مپ و مج + درين . ( 4 ) - مپ 2 و مج : برآمدى . ( 5 ) - مپ 2 : قضا . ( 6 ) - مپ 2 : كاوين . ( 7 ) - مج + او را . ( 8 ) - مپ 2 - و طلاق بگفت و ( 9 ) - متن : به قضا . ( 10 ) - متن : برضا . ( 11 ) - مپ 2 : ما . ( 12 ) - مپ 2 و مج : آن . ( 13 ) - مج : انابت . ( 14 ) - متن - و ، مپ 2 : بغايت قبيح و بدخوى . ( 15 ) - مپ 2 - داشت . ( 16 ) - مپ 2 + داشت . ( 17 ) - متن - و پيوسته ، مج : روزى . ( 18 ) - متن - زن . ( 19 ) - مج : كردارى .