سديد الدين محمد عوفى

658

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )

رضى اللّه عنه « 1 » به بغداد آمد و بر سرير خلافت بنشست ، زبيده مادر محمد امين به تهنيت آمد و فصلى تقرير كرد كه كمال بلاغت و فصاحت از آن « 2 » ظاهر شد « 3 » . گفت : امير المؤمنين را بدين درجهء عالى پيوسته « 4 » تهنيت مىكنم و پيش از آنكه به سعادت مشاهدهء جمال « 5 » تو رسيدم « 6 » خود را بدين موهبت تهنيت كردم ، و خداى عزوجل را شكر مىگزاردم « 7 » بدانكه اگر پسرى را اگرچه درجهء « 8 » خلافت يافته بود از من بازستد پسرى ديگر عزيزتر از آن « 9 » به حليت خلافت به من « 10 » داد ، و هركس كه عوضى « 11 » چون امير المؤمنين يابد هيچ چيزش « 12 » گم نباشد « 13 » ، و هرآنكه به مكان چون تويى شاد گردد از فوات هيچ فرزندى غمگين نباشد « 14 » . از ايزد تعالى بدانچه « 15 » بستد ثواب چشم دارم و به آنچه ارزانى داشته است برخوردارى مىخواهم . مأمون چون اين فصل بشنيد متحير بماند و گفت : خداى عزوجل يار تو بادا « 16 » ، مادر ايام چون تو مادرى « 17 » نزايد « 18 » و مانند تو فرزندى « 19 » در كنار روزگار ننهد . كمال فصاحت تو عرصهء فصاحت بر فصحا « 20 » و خطباى « 21 » عالم تنگ گردانيد . پس در حق او تبجيل و تعظيم فرمود كه در

--> ( 1 ) - مپ 2 - رضى اللّه عنه ( 2 ) - متن - از آن ( 3 ) - مپ 2 - فصلى تقرير كرد . . . ظاهر شد ( 4 ) - مج : كه تلونبوتست ( 5 ) - متن و مپ 2 : جمال مشاهده ( 6 ) - مج : رسيدمى ( 7 ) - مپ 2 : مىگزارم ، مج : مىآرم ( 8 ) - مپ 2 : كه ، مج : كه درجهء ( 9 ) - مج + محل ( 10 ) - مج + باز ( 11 ) - مپ 2 : عوض ( 12 ) - متن و مج - ش ( 13 ) - مج : گم نكرده باشد ( 14 ) - مپ 2 - و هرآنكه به مكان . . . نباشد ( 15 ) - مپ 2 : بر آنچه ( 16 ) - مپ 2 و مج : باد ، مپ 2 + از . مج + كه ( 17 ) - متن : فرزندى ( 18 ) - متن : نزاد ( 19 ) - متن : مادرى ( 20 ) - مپ 2 : فصيحان ( 21 ) - مپ 2 - و خطبا